close
تبلیغات در اینترنت
خبر

موضوعات سایت
انتخابات 92 انتخابات 92
ویژه های انتخابات 92 ویژه های انتخابات 92
کاندیدهای احتمالی انتخابات کاندیدهای احتمالی انتخابات
اخبارانتخابات 92 اخبارانتخابات 92
عکسهای انتخاباتی عکسهای انتخاباتی
کاندیدهای انتخاباتی کاندیدهای انتخاباتی
ستادهای انتخاباتی ستادهای انتخاباتی
خرداد92 خرداد92
درج آگهی درسایت خرداد92 درج آگهی درسایت خرداد92
اخبار گوناگون اخبار گوناگون
خبر خبر
دکتر محمدرضاعارف دکتر محمدرضاعارف
جبهه ی حمایت از دولت روحانی جبهه ی حمایت از دولت روحانی
اعلامیه ها اعلامیه ها
آرشيو مطالب

جستجو

جستجو گر پیشرفته سایت



آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
اعلامیه ی جبهه ی مردمی حمایت از دولت روحانی اعلامیه ی جبهه ی مردمی حمایت از دولت روحانی 0 43 admin
تبریک پیروزی جناب دکتر حسن روحانی تبریک پیروزی جناب دکتر حسن روحانی 1 41 habib
دکتر عارف پیروزی دکتر روحانی را تبریک گفت دکتر عارف پیروزی دکتر روحانی را تبریک گفت 0 33 admin
آخرین نتایج شمارش آرای انتخابات آخرین نتایج شمارش آرای انتخابات 2 48 admin
شکست نظریه ی رویگردانی مردم از اصلاحات شکست نظریه ی رویگردانی مردم از اصلاحات 0 21 admin
پیشتازی حسن روحانی درانتخابات92 با اختلاف آرای بسیار زیاد پیشتازی حسن روحانی درانتخابات92 با اختلاف آرای بسیار زیاد 0 71 admin
انتظار از رئیس جمهور انتظار از رئیس جمهور 0 52 ali-444
یک وزیر سنی نام ببرید یک وزیر سنی نام ببرید 1 51 ali-444
کولر کولر 0 37 ali-444
سخنراني دكتر عارف در کرمانشاه‌+حاشیه‌ها سخنراني دكتر عارف در کرمانشاه‌+حاشیه‌ها 0 35 ahmad65
دكتر عارف و همسرش در سفر ایلام/عکس دكتر عارف و همسرش در سفر ایلام/عکس 0 71 ahmad65
اصلاح طلبی نمرده است اصلاح طلبی نمرده است 0 110 ahmad65
وقتی کاندیدها پته ی یکدیگر راروی آب می ریزند! وقتی کاندیدها پته ی یکدیگر راروی آب می ریزند! 0 56 reza
چرامسئولین با تخلفات انتخاباتی دولت برخورد نمی کنند؟ چرامسئولین با تخلفات انتخاباتی دولت برخورد نمی کنند؟ 1 78 ali-444
انتخابات انتخابات 0 26 ali-444
انتخابات 92 انتخابات 92 0 49 ali-444
توطئه ی سازماندهی شده ی سایتها و وبلاگها برای کوبیدن چهره ی هاشمی رفسنجانی توطئه ی سازماندهی شده ی سایتها و وبلاگها برای کوبیدن چهره ی هاشمی رفسنجانی 0 75 ahmad
سردار رادان : با اشراف کامل اطلاعاتی بداخلاقی‌های سیاسی را رصد می‌کنیم سردار رادان : با اشراف کامل اطلاعاتی بداخلاقی‌های سیاسی را رصد می‌کنیم 0 57 admin
استفاده از امکانات دستگاه‌های اجرایی و دولتی در تبلیغات انتخاباتی جرم است استفاده از امکانات دستگاه‌های اجرایی و دولتی در تبلیغات انتخاباتی جرم است 0 55 admin
تکمیل دومینوی امریکایی در سوریه، لبنان و عراق با انتخابات در ایران تکمیل دومینوی امریکایی در سوریه، لبنان و عراق با انتخابات در ایران 0 29 admin
جدول / گرایش سیاسی و شعارهای ۱۷ نامزد انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ جدول / گرایش سیاسی و شعارهای ۱۷ نامزد انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ 0 55 admin
آغاز تبلیغ انتخاباتی مشایی در اروپا! آغاز تبلیغ انتخاباتی مشایی در اروپا! 0 65 admin
عسل بدیعی پای صندوق رای + تصاویر عسل بدیعی پای صندوق رای + تصاویر 0 107 admin
ثبت مراسم تشییع حضرت امام خمینی (ره) در کتاب رکوردهای جهانی ثبت مراسم تشییع حضرت امام خمینی (ره) در کتاب رکوردهای جهانی 0 77 admin
ولايتي: احتمال پيوستن نفر چهارم به ائتلاف سه گانه اصول گرايان وجود دارد ولايتي: احتمال پيوستن نفر چهارم به ائتلاف سه گانه اصول گرايان وجود دارد 0 47 admin
حضور بیشتر رحیم مشایی خبر از آمدن او دارد(؟) حضور بیشتر رحیم مشایی خبر از آمدن او دارد(؟) 0 57 admin


حسن روحانی: معلوم نیست من به نفع هاشمی کناره‌گیری کنم یا هاشمی به نفع من

انتخابات - تسنیم نوشت:

داوطلب انتخابات ریاست جمهوری درباره شایعه کناره‌گیری‌اش به نفع هاشمی‌، اظهار داشت: معلوم نیست من به نفع هاشمی کناره‌گیری کنم یا هاشمی به نفع من.
 حسن روحانی داوطلب انتخابات ریاست‌جمهوری، در پاسخ به این سوال که " با توجه به اینکه گفته‌اید تا روز انتخابات از بین بنده و آقای هاشمی فقط یک نفر باقی میماند، چقدر احتمال دارد که هاشمی به نفع شما کنار بکشد؟" گفت: معلوم نیست من به نفع هاشمی کناره‌گیری کنم یا هاشمی به نفع من.
وی درباره شایعاتی مبنی بر کناره‌گیری‌اش به نفع هاشمی‌، اظهار داشت: واقعا مشخص نیست و در روزهای آینده مشخص خواهد شد.


سه شنبه 24 ارديبهشت 1392
ادامه مطلب


حضور آیت الله هاشمی تحقق حماسه سیاسی است

انتخابات - مصطفی رضاحسینی

امروز تکلیف مدعیان ولایتمداری و دوستداران مقام معظم رهبری مشخص میشود. امتحان سختی در پیش است و برخی از هم اکنون خود را مردود و یا تجدید کرده اند. زیرا با موضع گیریهای احساسی سوء در قبال ورود جناب آقای هاشمی به عرصه انتخابات خواسته یا ناخواسته در حقیقت خواسته دشمن را انجام می دهند.
وقتی صدراسلام را نگاه می کنیم وتاریخ را ورق می زنیم می بینیم که همیشه به بزرگان دین و مملکت های اسلامی بویژه ایران عزیز، این افراطیون بوده اند که ضربه زده اند و متاسفانه نزدیک ترین افراد و آنانی که با ظاهر سازی اسلامی وانقلابی با ایجاد جو مسموم در جامعه خوراک غیر منصفانه و غیر عادلانه تزریق تا افراد وفادار به انقلاب و رهبری را از میدان بیرون کنند .
تعجب می کنم که برخی افراد، گروهها، شخصیت ها از هیچ تخریبی علیه حضرت آیت ا... هاشمی دریغ نمی کنند و به فرمان مقام معظم رهبری هم توجه نمی کنند.
مگر حضرت امام (ره) نفرمودند نهضت زنده است چون هاشمی زنده است .و مقام معظم رهبری در پایان دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی نفرمودند هیچ کس برایم هاشمی نمی شود. مگر همین آقای هاشمی نبود که برای به ثمر رسیدن انقلاب زندانهای رژیم پهلوی را به سختی تجربه کرد، مگر ایشان نبود که یک خطبه نماز جمعه وی در دوران جنگ نیروی عظیمی به مردم وارد و دشمنان را مایوس می کرد مگر مقام معظم رهبری مکرر وی را به عنوان رئیس تشخیص مصلحت این نظام منصوب نکرده است . براستی افرادی که امروز به او خرده گرفته و در تلاش هستند چهره ای مخالف نظام و رهبری از این یار رهبری وامام درست کنند، چه سوابقی دارند؟ چه سختی هایی کشیده اند؟ آیا جز این است که یکشبه به پست و مقام رسیدند؟ آیا اینان که خود را مدعی ولایت و انقلاب می دانند با این کارها انتخاب و انتصاب آقای رفسنجانی به ریاست تشخیص مصلحت توسط مقام معظم رهبری را زیر سئوال نبرده اند؟ آیا ازدستور آقا تمرد نکرده اند؟ آیا در حقیقت و غیر مستقیم مقام معظم رهبری را تضعیف نمی کنند؟ این خواسته کیست؟ خواسته دشمنان قسم خورده نظام و انقلاب و رهبری تلقی نمی شود؟
مردم عزیز و شریف آیا وقت آن نرسیده که به جستجوی حقیقت بپردازیم؟
کدام حقیقت؟ روشن شدن چهره طراحان فتنه 88 که امروز مدعی محاکمه بانیان و باعث و بانی آن شده اند –روشن شدن چهره واقعی آنانی که در پشت پرده اختلاس های میلیاردی را انجام داده اند، روشن شدن علت نابسامانی اقتصادی کشور و اهداف پشت پرده آن – روشن شدن علت جنگ طلبی دولت احمدینژاد و هر روز سر ناسازگاری ایجاد کردن با کشورها از جمله همسایه ها .
بله: البته تاریخ همه اینها را شفاف خواهد کرد اما آن روز کمی دیر است .
از جنبه دیگر به قضیه نگاه کنیم: تحقق حماسه سیاسی و اقتصادی چگونه رخ می دهد؟
حماسه یعنی یک کار بزرگ، یک اقدام دسته جمعی و ریشه ای و متحول کردن خیلی چیزها این معنایش این است که مقام معظم رهبری نیک می داند بر مردم چه فشار اقتصادی وارد است و عقبه این اقتصاد بیمار یک سیاست بیمار و سیاسیون نابلد هستند پس برای همین خواسته اند امسال سال سرنوشت باشد ، این در بعد داخلی است در بعد خارجی هم حضور گسترده مردم در انتخابات بیشتر از دوره قبل : هم بیمه شدن کشور و نظام است هم پاسخ دندان شکن به دشمنان حال شما قضاوت کنید با حضور همه چهره هایی که ثبت نام کرده اند حماسه موردنظر تحقق خواهد یافت ؟ بخدا نمی شود ، چون مردم از بداخلاقی های دولت نهم ودهم ، دروغ ها ، بی حرمتی ها ،بی احترامی به مقام معظم رهبری ، قانون شکنی ، هتک حرمت مومنان و ... خسته شده اند ، پس یک انرژی تازه لازم است .
و اگر امروز حضرت آقا با ورود مردم سیاست و اقتصاد به عرصه انتخابات مخالفتی ندارد دلیلش این است که نیاز و ضرورت امروز کشور بر این است و احساس امنیت اقتصادی وسیاسی بزرگترین خدمت به کشور است و عرصه رقابت عادلانه ای که ایجاد می شود افتخار نظام خواهد بود.
پس در حقیقت آقای هاشمی یکبار دیگر خود را سپر این نظام و کشور قرارداده است و این ارزشمند است اما آنانیکه این روزها حرف و حدیث هایی می زنند که اطرافیانش چنین کردند و چنان یک سوزن به خودشان بزنند        و یک جوال دوز به دیگران .
امروز آمار و ارقام گویاست که اطرافیان آقای احمدی نژاد چه کردند و اطرافیان دیگران چکار؟ کدام رئیس جمهور به مقام معظم رهبری و یا حضرت امام بی احترامی ، وتمرد کرد.
کدام ولایت و رهبری و مراجع را تضعیف کردند ، کدام به قانون دهن کجی کردند ، کدام خود را فرد بلا تصدی دانستند ، کدام کشور را اسیر خرافه و جادو کردند و..... کدام دولت چنین تورمی را به مردم هدیه کرد؟
  بله اکنون وقت آن است که حماسه سیاسی واقتصادی حضرت آقا تحقق پیدا کند و ما آنرا با حضور آقای هاشمی رفسنجانی در کنار بزرگ مردانی چون جناب دکتر ولایتی امین مقام معظم رهبری ، دکتر قالیباف شهردار توانای پایتخت و سرباز نظام و دیگران امکان پذیر می دانیم به اطرافیان هم کاری نداریم حساب آنان با قانون است که اگر خدای ناکرده خلافی کرده اند قانون در مورد آنان تصمیم بگیرد آنچه تاکنون بوده و همه عزیزان هم به آن پایبند خواهند بود .
همه با هم پیش به سوی افتخار آفرینی برای جمهوری اسلامی ایران با خلق حماسه سیاسی مدنظر مقام عظمی ولایت.


سه شنبه 24 ارديبهشت 1392
ادامه مطلب


محسن رضایی گفت: حیف است در منطقه‌ ما این‌قدر ناامنی و بی‌ثباتی باشد؛ در حالی که این منطقه می‌تواند برای خود و کشورهای بیرون نقشی بهتر و سازنده‌تر ایفا کند.
محسن رضایی در نشست تخصصی جمهوری اسلامی ایران 1404 در افق همگرایی و همکاری در آسیای جنوب شرقی که با حضور سفرای کشورهای آسیای جنوب شرقی در هتل استقلال برگزار شد، با بیان این‌که ما در یک منطقه‌ی حیاتی از جهان زندگی می‌کنیم که قلب انرژی دنیاست، اظهار کرد: در این منطقه ملت‌های بزرگی زندگی می‌کنند که می‌توانند نقش فعال‌تری در روابط منطقه داشته باشند.
وی با اشاره به این‌که نوعی سرگردانی در حرکت منطقه به چشم می‌خورد که ناامنی ایجاد کرده و اجازه نمی‌دهد از ظرفیت‌های منطقه به درستی استفاده شود، تصریح کرد: حوادث دردناک منطقه از جمله افغانستان، پاکستان، سوریه، بحرین، فلسطین و عراق را شاهد هستیم، پس چرا نمی‌شود صلح واقعی را برای ملت‌ها فراهم کرد و آیا در اختیار سازمان‌های ملل امکاناتی نیست که آرامش و نشاط و شادابی را به منطقه برگردانیم و آیا قرار است ناامنی‌ها در منطقه ادامه پیدا کند؟
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان این‌که زمان آن رسیده که در منطقه تصمیمی بگیریم و به مشکلات پایان دهیم و گام موثرتری از گذشته برداریم، افزود: علت اصلی مشکلات منطقه و این‌که مردم منطقه زندگی خوب و با آرامش ندارند منافع موجود در این منطقه است که باعث ناامنی و نگرانی در منطقه شده اما همین موارد می‌تواند باعث آرامش و امنیت منطقه شود و باید آن را در راستای ایجاد آرامش، امنیت، صلح، همکاری دسته‌جمعی و توسعه اقتصادی در منطقه به کار گرفت.
رضایی با تاکید بر این‌که باید در منطقه نقطه‌ی مشترک پیدا کنیم، خاطرنشان کرد: کشورهای خارج از منطقه نیز باید با ما همکاری کنند؛ مثل کشورهایی که در اروپا، آمریکا، روسیه و چین هستند اما نوعی تک‌روی، انحصارطلبی و دست‌اندازی و خودمحوری در آنها دیده می‌شود. پس باید دو کار انجام داد تا امنیت و آرامش و نشاط به منطقه برگردد؛ اول این‌که کشورهای بیرون از منطقه اجازه دهند خودمان منطقه‌ی واحد شکل دهیم و اتحادیه‌ای درست کنیم. البته نمی‌گویم مثل اتحادیه اروپا شکل دهیم اما اتحادیه‌ای باشد تا بتوانیم مشکلات منطقه را خودمان حل کنیم و دوم این‌که این اتحادیه رفتار منطقی با کشورهای بیرون از خود داشته باشد. یعنی منطقه‌ی جدید سیاسی اقتصادی و ژئوپلتیکی شکل بگیرد که در آن آرامش و امنیت برای منطقه حاصل شود و کشورهای بیرون از منطقه عادلانه از منافعی که در این منطقه وجود دارد بتوانند استفاده کنند.
وی پیشنهاد داد: شورای امنیتی با توافق کشورهای منطقه ایجاد کنیم تا نیاز نباشد از بیرون منطقه نیروی نظامی وارد شود، هر روز در آمریکا و اروپا شاهد تشییع جنازه سربازان باشیم و این شورای امنیتی، مورد حمایت کشورهای بیرون منطقه هم باشد

سه شنبه 24 ارديبهشت 1392
ادامه مطلب
دسته : خبر ,

معيارارزيابي واقع بينانه

حضرت آيت‌ا... خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي عصر يکشنبه در ديدار رؤساي قواي مجريه، مقننه و قضاييه، رئيس مجلس خبرگان ،اعضاي هيأت وزيران، نمايندگان مجلس، مسئولان دستگاه‌ها و سازمان‌هاي مختلف، ائمه جمعه و نمايندگان ولي فقيه در استان‌ها و فرماندهان ارشد نيروهاي مسلح در سخنان بسيار مهمي با اشاره به شرايط بي‌سابقه منطقه و جهان، تحليل جامعي از شرايط کشور ارائه و تأکيد کردند: ارزيابي واقع‌بينانه از جايگاه نظام اسلامي بعد از گذشت 32 سال نشان مي‌دهد، کشور اکنون به دستاوردها و پيشرفت‌هاي بزرگ و غيرقابل تصوري رسيده که اميدبخش و زمينه‌ساز براي ادامه حرکت شتابان به سمت قله‌ها هستند و در کنار آن ها نيز اولويت‌ها و فهرستي از کارهاي انجام نگرفته وجود دارند که بايد با همدلي، وحدت، کار و تلاش شبانه‌روزي، ايستادگي بر اصول و ارزش‌ها و با استفاده از اعتماد کم‌نظير مردم به نظام و اعتماد به نفس ملي بالا در ميان جوانان، از فرصت‌هاي موجود حداکثر استفاده را کرد و ايران اسلامي را به جايگاه شايسته خود در منطقه و جهان رساند.

ايشان ارزيابي صحيح از شرايط کشور را مستلزم نگاه واقع‌بينانه و پرهيز از يکسونگري دانستند و افزودند: در بررسي شرايط کشور، بايد هم نقاط قوت و هم نقاط ضعف را ديد و از نگاه منفي و يا نگاه مثبت مطلق پرهيز کرد.

متن کامل بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار روساي قوا و کارگزاران نظام به نقل از پايگاه اينترنتي دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت ا... العظمي خامنه اي (khamenei.ir)در پي مي آيد:


بسم‌ا...‌الرحمن‌الرحيم الحمدلله رب العالمين و الصلاة و السلام على سيدنا و نبينا ابى‌القاسم محمد و آله الأطيبين الأطهرين المنتجبين سيما بقيةا... فى الأرضين.

به برادران و خواهران عزيز، مسئولين زحمتکش و دلسوز کشور خوشامد عرض مي‌کنم؛ ان‌شاءا... خداوند اين ماه شريف را بر همه شما و بر ملت ايران مبارک بفرمايد. خدا را سپاسگزاريم که يک سال ديگر به ما فرصت و مهلت داد تا باز بتوانيم اين مجلس صميمى و گرم را تشکيل بدهيم و درباره مسائل مبتلابه و مهم کشور مطالبى را بشنويم و بگوئيم.

من عرايضم را به سه قسمت تقسيم مي کنم: بخش اول، تذکراتى است که در درجه اول خود اين حقير احتياج دارم به اين که به اين تذکرات توجه کنم، که ان‌شاءا... الهام از معنويت ماه رمضان باشد. يک قسمت هم درباره‌ مسائل کشور با يک نگاه کلى‌ترى است. در قسمت آخر هم اگر ان‌شاءا... وقت شد، يک اشاره‌اى به مسائل حول و حوش خودمان و مسائل منطقه خواهيم کرد.


روزه را به چشم يک تکليف نگاه نکنيد؛ به شکل يک تشريف و تکريم نگاه کنيد

مرحوم حاج ميرزا جواد آقاى ملکى تبريزى - عارف معروف و مشهور و فقيه بزرگوار - در کتاب شريف «المراقبات»شان مي فرمايند: روزه يک هديه الهى است که خداى متعال اين را به بندگان خود و به مؤمنين هديه کرده است. تعبير ايشان اين است که: «الصوم ليس تکليفا بل تشريف»؛ روزه را به چشم يک تکليف نگاه نکنيد؛ به شکل يک تشريف و تکريم نگاه کنيد، که «يوجب شکرا بحسبه»؛ اين توجه به فريضه روزه - که تکريم الهى نسبت به بندگان است - خودش مستوجب شکر است؛ بايد خدا را سپاسگزارى کرد.

ايشان براى گرسنگى و تشنگى که مؤمنين در ماه رمضان خودشان را ملتزم به آن مي‌دانند، فوائد متعددى را بيان مي کنند که متخذ از روايات و برخاسته از دل نورانى اين مرد بزرگ است. از جمله‌ آن ها، يا اهم آنها - که ايشان خودشان مي گويند اين خاصيت از همه مهم‌تر است - اين است که مي گويند اين گرسنگى و تشنگى يک صفائى به دل مي‌بخشد که اين صفاى قلبى زمينه را فراهم مي کند براى تفکر، که «تفکر ساعة خير من عبادة سنة».(1) اين تفکر از نوع تفکر مراجعه به باطن و روح و دل انسان است که حقايق را روشن مي کند و باب حکمت را بر روى انسان مي گشايد. از اين بايد استفاده کرد.

درباره عمر فکر کنيم. عمر سرمايه اصلى هر انسانى است. همه خيرات به وسيله‌ عمر - همين ساعات زودگذر - به دست مى‌آيد؛ اين سرمايه است که مي تواند سعادت ابدى و بهشت جاودان را براى انسان تدارک ببيند. درباره‌ اين عمر فکر کنيم. گذر عمر را ببينيم. ناپايدارى ساعات زندگى و روزها و شب هاى اوقات عمر را احساس کنيم. به اين گذر زمان توجه کنيم؛ «عمر، برف است و آفتاب تموز». لحظه به لحظه از اين سرمايه دارد کاسته مي شود؛ و اين در حالى است که اين سرمايه، همه چيز ماست براى کسب سعادت اخروى؛ چه جورى مصرفش مي کنيم، در کجا مصرفش مي کنيم، در چه راهى آن را خرج مي کنيم؟


دل ما درآن لحظه درچه حال است؟

تفکر در باب مرگ، عبور از اين عالم، لحظه‌ خروج روح از بدن و ملاقات جناب ملک‌الموت؛ اين لحظه براى همه ما پيش مى‌آيد؛ «کل نفس ذائقة الموت»؛(2) همه، اين را مي چشيم. حال ما در آن لحظه چگونه است؟ دل ما در آن لحظه در چه حال است؟ اين‌ها نکاتى است که در خور تدبر و تأمل است. فکر در اين زمينه‌ها، از جمله تفکر لازم و اساسى و ضرورى است.

يک زمينه‌ ديگر براى تفکر، همين دعاهاست. مضامينى که در دعاهاى مأثور هست، فوق‌العاده است. ايشان در همين «مراقبات»مي فرمايند: حقايق و معارفى که در ادعيه‌ رسيده‌ از معصومين (عليهم‌السلام) وجود دارد، يک دهم آن در همه‌ روايات و خطب رسيده‌ از معصومين (عليهم‌السلام) وجود ندارد؛ جز آن روايات توحيدى و خطب توحيدى. اين دعاها خيلى اهميت دارد.

من حالا فقره‌اى از يک دعائى را در نظر گرفته‌ام که چند دقيقه‌اى بعضى از جملات آن را عرض بکنم و تکرارى باشد براى آن کسانى که شنيده‌اند، و تذکرى باشد براى آن کسانى که نشنيده‌اند: دعاى بيستم صحيفه سجاديه؛ دعاى شريف معروف به مکارم‌الاخلاق.


ابعادجديدي ازمفهوم تقوا

اول اين دعا مي فرمايد: «اللهم صل على محمد و آل محمد و حلنى بحلية الصالحين و البسنى زينة المتقين»؛ آرايش بندگان صالح را به من عنايت کن، من را زينت بده به زينت صالحين، و زيور متقين را به من عنايت بفرما. يعنى من را جزو بندگان صالح و متقين و پرهيزگاران قرار بده. بعد درباره متقين خصوصياتى را ذکر مي کند، که اين که مي‌گوئيم زيور متقين را به من عنايت کن، من را مزين به زينت متقين کن، يعنى چه. در چه چيزى ما به زينت متقين و پرهيزگاران زيور پيدا کنيم و نزديک شويم؟ معمولا وقتى صحبت تقوا به نظر مى‌آيد، اجتناب از گناهان فردى و انجام عبادات و اين چيزها به ذهن متبادر مي شود - که البته آنها يقينا هست؛ شکى نيست - اما اينجا امام سجاد (عليه الصلاة و السلام) بيست و دو سه مطلب را در ذيل اين فقره بيان مي کنند که ماها را متوجه به ابعاد جديدى از معناى تقوا، مفهوم تقوا و مصداق تقوا مي کند.

«و البسنى زينة المتقين» در اين چيزها: اول، «فى بسط العدل»؛ گستردن عدالت. عدالت را در ميان جامعه مستقر کنيم؛ عدالت قضائى، عدالت به معناى تقسيم منابع حياتى کشور ميان آحاد مردم، عدالت به معناى تقسيم درست فرصت ها ميان مردم. تقوائى که از ما انتظار مي رود، جزو پايه‌ها و مبانى اين تقواست.


خشم را فرو بخوريد؛ مخصوصا چون يک مسئول اجتماعي هستيد

«و کظم الغيظ»؛ فرو خوردن خشم. يک وقت هست که شما يک فرد معمولى متعارفى هستيد، خشم شما نسبت به يک برادر دينى است، نسبت به يکى از اهل خانواده است، نسبت به يکى از کارکنانتان است - کظم غيظ خيلى فضيلت دارد؛ «و الکاظمين الغيظ و العافين عن الناس»(3) - يک وقت هم هست که شما يک مسئول اجتماعى هستيد، جايگاهى داريد؛ حرکت شما، اثبات و نفى شما، قول و فعل شما در جامعه اثر مي گذارد؛ در يک چنين شرايطى، خشم شما ديگر با خشم يک آدم معمولى برابر نيست. عليه کسانى، عليه جريانى خشمگين مي شويم و حرفى مي زنيم؛ آثار اين چنين خشمى با آثار يک خشم معمولى که حالا انسان بر فرض خشمگين مي شود و يک نفر را کتک مي زند، خيلى متفاوت است. کظم غيظ؛ خشم را فرو بخوريد؛ کار از روى خشم انجام نگيرد. ممکن است شما با يک کسى، با يک جريانى، با يک مجموعه‌اى موافق نباشيد؛ اين جا استدلال و منطق حاکم باشد؛ اگر اين استدلال و منطق آميخته شد با خشم، کار را خراب مي کند؛ تجاوز از حد انجام مي گيرد، اسراف به وقوع مي پيوندد؛ «ربنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فى امرنا».(4) اسراف يعنى زياده‌روى.


نبايد آتش ها را مشتعل کرد

«و اطفاء النائرة»؛ يکى از کارهائى که لازمه تقواى ماست، فرو نشاندن آتش است. اين شعله‌ور شدن آتش - مراد، همين آتش هاى اختلافاتى است که بين مجموعه‌ها هست، بين گروه‌ها هست، بين دستگاه‌ها هست - در حکم آتش سوزان است. سعى همه بايد اين باشد که اطفاء کنند. نبايد بر روى آتش بنزين پاشيد، نبايد آتش ها را مشتعل کرد. اين که ما مکرر در مکرر توصيه مي کنيم به دوستان، به مسئولين، به کسانى که تريبون دارند، به کسانى که حرفشان يا به طور عموم يا در بخشى از فضاى کشور منعکس مي شود، که گفته‌ها را، زبان ها را، اظهارات را، تعبيرات را کنترل و مراقبت کنند، به خاطر اين است. گاهى اوقات يک تعبيرى نه فقط ضد اطفاء نائره است، بلکه مشتعل کردن هرچه بيشتر نائره است؛ اطفاء نيست، بلکه ضد اطفاء است.


نگذاريم با رفتار ما، کسانى که يک ايمان نيمه‌کاره‌اى دارند، به کلى از ايمان ببرند

«و ضم اهل الفرقة»؛ اين کسانى که از جماعت مسلمين جدا مي شوند، از جماعت کشور فاصله مي گيرند، کوشش کنيد اين ها را نزديک کنيد، منضم کنيد. کسانى که ميانه راه هستند، اين ها را به منزل مطلوب برسانيد. نگذاريم با رفتار ما، با عمل ما، با اظهارات ما، با منش ما، کسانى که يک ايمان نيمه‌کاره‌اى دارند، بکلى از ايمان ببرند؛ کسانى که نيمه‌ارتباطى با نظام دارند، از نظام منقطع شوند. عکس اين عمل کنيم؛ کسانى که در نيمه راه هستند، اين ها را جذب کنيم. مصداق هاى تقوا و شعب تقوا اين هاست.


افشاء نکردن معنايش اين نيست که نهى از منکر نکنيد

«و اصلاح ذات البين»؛ ميانه افراد را اگر اختلافى وجود دارد، اصلاح کنيم. «و افشاء العارفة و ستر العائبة»؛ درباره اشخاص، نقاط مثبت را، نقاط خوب را افشاء کنيم، منتشر کنيم. از کسى، از مسئولى کار خوبى سراغ داريد، اين را بيان کنيد و بگوئيد. نقطه مقابل: اگر چنان چه نقطه منفى‌اى سراغ داريد، اين را افشاء نکنيد. افشاء نکردن معنايش اين نيست که نهى از منکر نکنيد؛ چرا، به خود آن کسى که به کارش اشکالى وارد است و بايد ايراد گرفته شود، گفته بشود؛ اما افشاء کردن اين چيزها مصلحت نيست. در اين باره صحبت هاى زيادى هست. اين يک بخشى از اين دعاست. بيست و دو سه مطلب بود که حالا اين شش هفت تايش را اجمالا عرض کرديم. دلهامان را به اين سمت ببريم. از خدا بخواهيم که «البسنى زينة المتقين»؛ آرايش متقين را به ما بدهد. بالاخره چاره جز اين نيست. روزه هم در قرآن «لعلکم تتقون»(5) است؛ روزه را واجب فرمود براى اين که ما تقوا پيشه کنيم. از جمله موارد تقوا اين هاست. اين، آن بخش اولى که عرض کرديم.


گزارش بسيار خوب و مبسوطى که رئيس جمهور محترم دادند، گويا بود

بخش دوم، يک برآورد کلى از وضع کشور است. خب، اين گزارش بسيار خوب و مبسوطى که رئيس جمهور محترم دادند، گويا بود. نقاط برجسته و روشنى در اين گزارش وجود داشت و چقدر خوب است که اين مطالب و اين اطلاعات به گوش مردم برسد و همه بدانند چه زحماتى کشيده شده، چه خدماتى انجام گرفته.


حادثه‌اي بي سابقه درحيات جمهوري اسلامي

من با يک نگاه ديگرى مسائل کلى کشور را مطرح مي کنم، و اين براى ما مهم است. چرا مهم است؟ اولا اطلاع از وضع کلى کشور و اين که ما کجا قرار داريم، به کجا رسيده‌ايم، از کدام طرف بايد برويم، خيلى مهم است، هميشه مهم است؛ ليکن امروز به خصوص اهميت بيشترى دارد و شايد بشود گفت به خاطر اوضاعى که بر دنيا حاکم است، اهميت مضاعفى دارد. اولا اوضاع منطقه يک اوضاع کاملا بى‌سابقه‌اى است. بيدارى اسلامى و حادثه عظيمى که در منطقه به وجود آمده است، اين يک چيزى است که از اول انقلاب تا امروز در حيات جمهورى اسلامى شبيه اين يا چيزى نزديک به اين مطلقا سابقه ندارد؛ کار بزرگى انجام گرفته، حادثه بزرگى اتفاق افتاده. اين که ملتى مثل ملت مصر، اين حرکت عظيم را انجام بدهند، رژيم را ساقط کنند، بعد شعارهاى اسلامى بدهند، موجوديت حکومت جعلى يهودى و صهيونيستى را اوضاع منطقه اين جور تهديد کند، اين ها چيزهائى است که اصلا در ارزيابى‌هاى متعارف نمي گنجد؛ خيلى چيز عظيمى است. خب، ما در يک چنين شرايطى قرار گرفتيم که براى جمهورى اسلامى يک افق روشن عجيبى را ترسيم مي کند.


همه قضاياي بحران اقتصادي غرب گفته نمي‌شود

وضع دنيا هم فراتر از منطقه، باز يک وضع بى‌سابقه‌اى است. بحران اقتصادى عجيبى که گريبان دولت هاى مستکبر غربى را اين‌جور محکم چسبيده و دارد تکان مي‌دهد، اين هم چيز فوق‌العاده‌اى است؛ اين هم چيزى است که به‌آسانى نمي شود از آن گذشت. اين تحليل‌هائى که شما ملاحظه مي‌کنيد غربى‌ها راجع به بحران اقتصادى آمريکا و بعضى از کشورهاى اروپا و اعلام خطرى که نسبت به آينده مي کنند، بخشى از قضاياست؛ همه مطالب گفته نمي شود.

اتاق‌هاى فکر و سياست‌سازان پشت پرده، طراحان مسائل جهانى در کشورهاى قدرتمند عالم - که عمده رسانه‌ها هم دست آن هاست - راضى نيستند که ابعاد اين بحران براى مردم دنيا آشکار شود؛ والا ابعاد بحران خيلى بالاتر از اين حرف هاست؛ که حالا اگر ان‌شاءا... در آخر صحبت وقت باقى ماند، من چند جمله‌اى عرض خواهم کرد.


رشد جريان هاى افراطى و تروريستى در اروپاست

يک مسئله ديگر، رشد جريان هاى افراطى و جريان هاى تروريستى در غرب و به خصوص در اروپاست؛ از نئونازى‌هاى اروپا بگيريد تا نئوکان هاى آمريکا، که دولت قبلى آمريکا از همين ها بود؛ اين ها صريحا اعلام افراطى‌گرى مي کنند. رئيس جمهور سبکسر قبلى آمريکا علنا اعلام کرد که جنگ صليبى در پيش است؛ آغاز جنگ صليبى را اعلام کرد! ديگر از اين افراطى‌گرى بالاتر معنى ندارد.

بعد هم حمله کردند به دو تا کشور اسلامى. کارهاى ديگرى هم در برنامه‌هاشان بود که خداوند به آن ها مهلت نداد و شکست خوردند. خب، اين ها مسائل مهمى است. اين حادثه‌اى که در نروژ اتفاق افتاد، نبايد آن را به صورت يک حادثه موردى ديد. اين جور حوادث غالبا معلول جريان هاى طولانى‌اى است که يک جا خودش را نشان مي دهد و بروز مي کند، و بروز کرد.

حالا چه قدر بتوانند کنترل کنند، جلويش را بگيرند، از ادامه‌اش جلوگيرى کنند، اين موکول به آينده است؛ بايد ديد و مطمئن شد؛ که نمي توانند هم. کمااينکه نئونازى‌ها اول در يک نقطه از اروپا شروع کردند، بعد يواش يواش توسعه پيدا کردند و امروز در خيلى از کشورهاى اروپا اين جريان‌هاى نئونازى با روش هاى تروريستى، با روش هاى خشن دارند اظهار وجود مي کنند.


فرصت‌هايي که مي‌تواند تبديل به تهديد شود

خب، در يک چنين شرايطى، ما بايد خودمان را يک بازشناسى بکنيم، ببينيم ما در چه وضعى هستيم. شرايط مهمى بر دنيا حاکم است که اين ها مي تواند فرصت هاى بزرگى را در پيش روى ما قرار بدهد.

اين فرصت ها را اگر نبينيم، اگر نشناسيم، اگر از آن درست استفاده نکنيم، اگر به هنگام به سراغ اين فرصت ها نرويم، ضرر خواهيم کرد. گاهى هم هست که از دست دادن يک فرصت، خودش مي شود يک تهديد، خودش موجب عقب‌ماندگى است.


ما نقاط مثبتى داريم،نقاط منفى‌ هم داريم؛ هر دو را ببينيم

لذا بد نيست که از اين جهت يک نگاه جمعى و کلى و عمومى به مسائل کشور بکنيم. البته در اين نگاه کلى بايستى واقع‌بينانه نگاه کنيم؛ خودمان را نبايستى دچار خطا کنيم؛ يکسونگرى نکنيم. ما نقاط مثبتى داريم، نقاط منفى‌ هم داريم؛ هر دو را ببينيم.


در رسانه‌ها و غيررسانه‌ها مرتبا منفى‌بافى مي شود

گاهى فقط نگاه منفى غلبه داده مي شود. امروز متأسفانه انسان مشاهده مي کند که در بين برخى مسئولين و نخبگان سياسى و غيره کأنه مد شده است که نگاه، نگاه بدبينانه باشد؛ نگاه منفى باشد؛ نقاط مثبت را نبينند؛ روى نقاط منفى تکيه کنند. در رسانه‌ها و غيررسانه‌ها مرتبا منفى‌بافى مي شود. تا انسان مي گويد هم چرا، مي‌گويند آقا شما نمي گذاريد ما واقعيات را بگوئيم. مي گوئيد سياه‌نمايى است، مي گوئيد فلان است؛ ما مي خواهيم حقايق را بگوئيم. نه، اين يکسونگرى است. خب، اگر فرض بفرمائيد يک واحد توليدى دچار يک اشکالى مي شود و شما مي خواهيد به عنوان يک نگاه واقع‌بينانه آن را بيان کنيد، بسيار خوب، در کنارش مثلا دو تا واحد توليدى هم ايجاد شده. اگر اين نقطه مثبت را بيان کنيم، يک جور مسائل کشور را مي فهميم؛ اگر اين نقطه مثبت را بيان نکنيم، مسائل کشور را جور ديگرى خواهيم فهميد. اگر فقط نقاط منفى را مشاهده کنيم - که البته نقاط منفى وجود دارد - اين طبعا واقع‌بينى نيست؛ اين برآورد درستى از اوضاع کشور به ما نخواهد داد؛ منجر به نااميدى مي شود؛ ضرر اجتماعى‌اش هم اين است. بنده روزها ده بيست تا روزنامه را معمولا همين طور يک مرورى مي کنم. بعضى از روزنامه‌ها هر روزى چهار تا، پنج تا تيتر دارند که هر کدام از اين تيترها کافى است دل يک آدم ضعيف را بلرزاند؛ منفى، منفى، منفى، منفى! اين کار را دوست مي دارند. حالا اغراض سياسى است، اغراض جذب مشترى است؛ هرچه هست، نمي دانيم؛ کسانى را متهم نمي کنيم؛ اما اين واقعيت است، اين غلط است. غلبه دادن نگاه منفى، خلاف واقع‌بينى است؛ موجب نااميدى است.


نقاط منفى را هم بايد در کنار نقاط مثبت ديد

نقطه مقابلش هم همين جور است. يعنى غلبه دادن نگاه مثبت، بدون ديدن نقطه منفى، اين هم گمراه کننده است؛ موجب يک رضايتي در انسان مي‌شود که احيانا اين رضايت ، رضايت کاذب است؛ اين هم درست نيست. نقاط منفى را هم بايد در کنار نقاط مثبت ديد. اين کار را کشور و نظام توانسته انجام بدهد، اين کار را نتوانسته انجام بدهد؛ اين دو تا را در کنار هم ببينيم. بنابراين اگر بخواهيم اوضاع کشور را درست به دست بياوريم، بايد نقاط منفى و نقاط مثبت را در کنار هم مشاهده کنيم.


بنشينند يک فهرستى از نقاط مثبت، يک فهرستى از نقاط منفى تهيه کنند

خب، اين بحث طولانى‌ لازم دارد. من خواهشم اين است که مسئولان، نخبگان، دانشگاهيان و حوزويان بنشينند روى اين بحث کار کنند. من امروز يک سررشته مختصرى را مطرح مي کنم، اما اين کار طولانى‌ لازم دارد. بنشينند يک فهرستى از نقاط مثبت، يک فهرستى از نقاط منفى تهيه کنند. اين نقاط مثبت ظرفيتها را به ما نشان خواهد داد که ما چه ظرفيت ها و چه امکاناتى در کشور داريم. آن ستون نقاط منفى اولويت‌ها را به ما نشان خواهد داد که چه کارهايى را بايد بکنيم. وقتى که اين دو تا را در کنار هم گذاشتيم، اين مي تواند راه ما را روشن کند؛ بفهميم چه کار کنيم.

من اينجا پنج شش نقطه را نوشتم، که اينها محصول يک حرکت مستمر به‌هم‌پيوسته نظام جمهورى اسلامى در طول سى و دو سال است، که البته فراز و نشيب داشته است؛ يعنى بعضى سال ها، بعضى دوره‌ها، بعضى دولت ها بهتر، بعضى‌ها عقب‌تر؛ ليکن مجموعا در طول اين مدت، ما اين نقاط مثبت را داشتيم.


اولين نقطه مثبت؛ توانايي غلبه برتهديدها

اولين نقطه مثبت و نقطه قوت نظام اين است که نظام ثابت کرده است که توانايى غلبه بر تهديدها را دارد؛ اين خيلى چيز مهمى است. ما در طول اين سى و دو سال تهديدهاى فراوانى داشتيم - تهديد سياسى، تهديد امنيتى، تهديد نظامى، تهديد اقتصادى - لازمه اين تهديدها اين بوده است که نظام ضربه بخورد. البته آنها مي خواستند نظام را ساقط کنند - حالا اين، دور از دسترسشان بود - لااقل نظام را عقب نگه دارند، کشور را عقب نگه دارند. نظام بر همه اين تهديدها غلبه پيدا کرده است؛ يک نمونه‌اش جنگ تحميلى بود، يک نمونه‌اش حرکات آمريکايى‌ها بود، يک نمونه‌اش تحريم‌هاى گوناگون بود.

بعضى از اين ها مستقيما از طرف بيگانگان بود؛ مثل تحريم ها. تحريم ها سال هاى متمادى وجود داشته است، اما سال هاى اخير شدت پيدا کرده؛ خودشان گفتند تحريم فلج‌کننده. چه به کمک سازمان ملل - که در اختيار خودشان بود - و چه مستقلا، اين تحريم ها را تحميل کردند. اينها مربوط به بيگانگان بود، که مستقيما آنها دخالت داشتند. تهديدهايى هم بود که زمينه‌هاى داخلى داشت؛ اگرچه دشمن هم مي توانست از آنها استفاده کند؛ مثل مسئله قوميت ها در کشور. نظام بر همه اينها غلبه کرد. امروز قوميت هاى گوناگون کشور ما، همه برادروار در کنار هم دارند زندگى مي کنند؛ احساس اتصال به نظام و دلبستگى به نظام در همه آنها محسوس و مشهود است. به نظر من اين يکى از مهمترين نقطه قوتهاست. ما در محاسبه نقاط قوت نظام بايد اين را در نظر بگيريم. نظامى تنها، بدون پشتيبان بين‌المللى، با دشمنى قدرتمندترين قدرتمندان مادى جهانى، در طول سى و دو سال با تهديدهاى متوالى و پى‌درپى مواجه بوده، اما بر همه اين تهديدها فائق آمده؛ اين خيلى نقطه مهمى است. به نظر من نقطه قوت درجه اول نظام اين است.


دومين نقطه مثبت؛ اعتماد مردم به نظام

دوم: اعتماد ميان مردم و نظام. کمتر کشورى در دنيا وجود دارد که اعتمادى را که مردم ايران نسبت به نظام جمهورى اسلامى دارند، نسبت به نظام حکومتى خود داشته باشند. دليل اين اعتماد هم همين پديده‌هاى روشنى است که جلوى چشم همه است. باز يک عده‌اى اينها را نمى‌بينند، هى دم از بى‌اعتمادى مردم مي زنند؛ نخير، مردم به نظام اعتماد دارند. يک دليل، همين انتخابات دو سال قبل است که بيش از هشتاد درصد از مردمى که حق رأى داشتند و قادر به رأى دادن بودند، در انتخابات شرکت کردند. کجاى دنيا چنين چيزى هست؟


ان‌شاءا... خواهيد ديد روز قدس باز مردم چه عظمتى را از خودشان نشان مي دهند

يک نمونه، همين دو راهپيماىي است که ما هر سال داريم؛ راهپيمايى بيست و دو بهمن و راهپيمايى روز قدس. اين راهپيمايى‌ها مربوط به نظام است؛ مربوط به هيچ دولتى، مربوط به هيچ جريان خاصى نيست؛ مال نظام است. شما ببينيد مردم در اين حرکت عظيم چه مي کنند؛ در سرماى بيست و دو بهمن، در ماه رمضان با دهان روزه؛ چه اوقاتى که هوا سرد بود، چه حالا که هوا گرم است. ان‌شاءا... خواهيد ديد روز قدس باز مردم چه عظمتى را از خودشان نشان مي دهند. اين نشان دهنده علاقه‌مندى و دلبستگى مردم به نظام است. اعتماد به نظام، از اين بهتر و روشن‌تر نمي شود. اين حضور، حضور بسيار پرمعنايى است.


حرکت عظيم نهم دي متوجه انقلاب است

علاوه بر اين، در موارد خاص، مثل نهم دى سال 88، به مجرد اين که مردم احساس کردند حرکتى که شروع شده است، متوجه به نظام است، متوجه به انقلاب است، متوجه به شخص خاص و دولت خاصى نيست، آن حرکت عظيم را از خود نشان دادند. اينجور نبود که فقط جوان هاى پرشور به ميدان بيايند؛ همه آمدند. حادثه نهم دى يک حادثه عجيبى است؛ به خاطر دلبستگى مردم به نظام بود. اين ها نشان دهنده اعتماد مردم است. متأسفانه مي شنويم همين طور در اظهارات مصلحت‌جويانه، مکرر مي گويند: آقا اعتماد از دست رفته مردم را برگردانيد! کدام اعتماد از دست رفته؟! مردم به نظام اعتماد دارند، نظام را دوست دارند، از نظام دفاع مي کنند؛ اينها نمونه‌هايش بود که عرض کرديم.


سومين نقطه مثبت؛ پيشرفت درشرايط تحريم

سوم: پيشرفت در شرايط تحريم. يکى از نقاط مهم قوت کشور اين است. در سخت‌ترين شرايط تحريم، کشور پيشرفت کرده. در چه چيزى پيشرفت کرده؟ يکى در مقوله علم و فناورى، که آقاى رئيس جمهور در گزارششان به اين مسئله اشاره کردند. ما در زمينه هسته‌اى پيشرفت کرديم، در زمينه فناورى زيستى پيشرفت کرديم، در فناورى نانو پيشرفت کرديم، در فناورى انرژى‌هاى نو پيشرفت کرديم، در صنايع هوافضا پيشرفت کرديم، در ساخت ابررايانه‌ها پيشرفت کرديم، در مسئله بسيار مهم سلول هاى بنيادى پيشرفت کرديم، مسئله شبيه‌سازى همين جور، در راديوداروها همين جور، در نانوداروهاى ضد سرطان همين جور؛ اينها همه جزو دانش هاى سطح بالاى دنياست. اين چند موردى که من گفتم و بعضى از موارد ديگر، جزو دانش هاى درجه يک سطح بالاى دنياست، که بعضى از اينها را پنج تا کشور، ده تا کشور در دنيا بيشتر ندارند؛ ما در اينها پيشرفت کرديم؛ اين در حالى بود که درهاى انتقال دانش از همه سوى دنيا روى ما بسته است.


اشاره به مقاله يک روز نامه آمريکايي درباره استثنا بودن ايران در کسب فناوري هسته اي

من مقاله‌اى را مي خواندم که از يک روزنامه آمريکايى نقل کردند که همين دو سه روزه منتشر شده. مي گويد ايران در مسئله هسته‌اى يک استثناء است. چين به مسئله هسته‌اى رسيد، از کى گرفت؛ پاکستان رسيد، از کى گرفت؛ هند رسيد، از کى گرفت؛ ايران از کى گرفت؟ آن مقاله مي نويسد: از هيچ کس. اين در شرايطى بود که هم تحريم بود و امکانات پيشرفت هسته‌اى به او نمي دادند، و هم با او مبارزه مي کردند؛ مثل همين ويروس رايانه‌اى که داخل تشکيلات ما فرستادند. دانشمندان ما، جوان هاى ما در مقابل اينها ايستادند، پيش رفتند و نقشه دشمن را خنثى کردند. او حتى به ترور دانشمندان هسته‌اى ما اشاره مي کند. اينها چيزهايى است که دشمنان ما دارند مي گويند. اين مقاله در روزنامه واشنگتن پست درج شده است. خب، اين پيشرفت در علم و فناورى است.

پيشرفت در ايجاد زيرساخت هاى کشور - همين آمارهايى که شنيديد - در جاده، بزرگراه، سد، سيلو، کارخانجات، توليد فرآورده‌هاى مهم صنعتى، فولاد، سيمان و امثال اينها. ايجاد زيرساخت هاى فراوان در کشور، توانمندى‌هاى فنى و مهندسى در صنايع گوناگون، پيشرفت است.


در زمينه‌هاى علمى، هر کارى که زيرساخت آن در کشور موجود باشد، جوان هاى ما آماده هستند آن را انجام دهند

پيشرفت در اعتماد به نفس ملى. امروز به خصوص جوانهاى ما اعتماد به نفسشان از ده سال پيش، از بيست سال پيش بيشتر است. ايشان درست گفتند، بنده هم اطلاع دارم؛ در زمينه‌هاى علمى، هر کارى که زيرساخت آن در کشور موجود باشد، جوانهاى ما آماده هستند آن را انجام دهند. يعنى هيچ چيزى نيست که ما به جوانهاى دانشمندمان بگوئيم اين را دنبال کنيد و اينها بعد از اندکى نتوانند؛ مشروط بر اينکه زيرساختش موجود باشد. ما بحمدا... يک چنين وضعى داريم. کارهاى عمرانى گسترده‌اى در کشور انجام گرفته؛ اينها پيشرفت است. در اين زمينه‌ها پيشرفتهاى خيلى زيادى داشتيم.


چهارمين نقطه مثبت؛ اعتباربين المللي

چهارم از نقاط مثبت: اعتبار بين‌المللى. بنده موافق نيستم با اين نظر که امروز وضع ما از لحاظ بين‌المللى وضع منفى است؛ به هيچ وجه. گاهى اين مسئله در بعضى از اظهارات شنيده مي‌شود، گفته مي شود. نخير، امروز وضع ما از لحاظ بين‌المللى بسيار خوب است.

امروز جمهورى اسلامى در فضاى سياست بين‌المللى، به عنوان يک کشور محترم، اثرگذار، معتبر و متنفذ در دنيا شناخته شده است. اين عزت بين‌المللى را که ناشى از عوامل خاص خودش است - حضور مردم، ايستادگى مردم، شعارهاى روشن و واضح انقلاب در دست و زبان مردم و مسئولين - فلان حرکت يک دولتى در يک گوشه دنيا که حالا يک دهن‌کجى‌ مي کند، يک حرفى مي‌زند، نمي تواند خدشه‌دار کند. اين حرکت ها هميشه بوده.


ماجراهاي محورشرارت و ميکونوس؛ هرزمان کوتاه آمديم پرروشدند

بعضى خيال مي کنند اگر امروز فلان دولت مستکبر، چه در اروپا، چه در غير اروپا، نسبت به جمهورى اسلامى يک حرفى مي زند، يک چيزى مي گويد، يک اظهارنظرى مي کند که اهانت‌آميز به جمهورى اسلامى است، اين معنايش تنزل رتبه جمهورى اسلامى است؛ نه، اينها هر وقت توانستند، کردند. آن زمانى هم که ما متأسفانه يک مقدارى در مقابل دشمن کوتاه مى‌آمديم، از اين کارها مي کردند. اين جور نيست که ما حالا چون ايستادگى کرديم، چون استقامت به خرج داديم، بگوئيم اين ها را سر لج آورديم؛ نه. يک روزى در خطابه‌هاى مسئولين مان مناقب آمريکا ذکر مي‌شد؛ همان روزها رئيس جمهور وقت آمريکا با سبک سرى تمام، ايران را به عنوان محور شرارت معرفى کرد! يک روزى يکى از دولت‌هاى اروپائى نسبت به جمهورى اسلامى اظهار علاقه و ارتباط و اين‌ها مي کرد؛ همان دولت سر قضيه قهوه‌خانه ميکونوس دادگاه تشکيل داد، مسئولين درجه يک کشور را در آن دادگاه متهم کرد! دولت هاى اروپائى با آنها همدست شدند، همه‌شان سفراى خود را از تهران فراخوانى کردند؛ اين ها که يادمان نرفته. خواستند سيلى بزنند، البته سيلى سخت‌ترى خوردند. از همين حسينيه آن‌چنان سيلى‌ خوردند که بعد تا مدتها دنبال علاجش بودند! هر وقت توانستند، آنها درصدد سيلى زدن برآمدند. هر وقت ما کوتاه آمديم، يک خرده‌اى سست برخورد کرديم، آنها پرروتر شدند. نخير؛ ايستادگى جمهورى اسلامى، تصريح به شعارهاى انقلاب، تصريح به مبانى انقلاب، عزت ما را در دنيا بيشتر کرده است.


ثبات کشور ششمين نقطه مثبت

امروز بحمدا... اعتبار بين‌المللى ما بسيار خوب است. متقابلا دولت آمريکا - که دشمن قلدر صريح مقابل ما بود - امروز منفورترين کشور در منطقه اسلامى است. در دنيا نظرسنجى مي کنند - اين را خودشان دارند اعلام مي کنند – مي گويند اعتبار و آبروى آمريکا در کشورهاى اسلامى، در اين منطقه، روزبه‌روز سقوط کرده و پائين رفته. البته اگر ملت هاى اروپا بفهمند که مشکلاتشان ناشى از آمريکا و ناشى از تسلط رژيم صهيونيستى بر سياست هاى آنهاست، اين افت محبوبيت آمريکا در اروپا هم به مراتب بيشتر خواهد بود و همه اين حرکات عليه آمريکا بسيج خواهد شد؛ و اين چيزى است که در آينده نه چندان دورى اتفاق مى‌افتد.


درنقطه مقابل آمريکا منفورترين است

نقطه روشن ديگر، مسئله ثبات کشور است؛ على‌رغم اين همه توطئه، اين همه دسيسه. البته ثبات غير از رکود است. ما در کشور رکود نداريم؛ حرکت داريم، پيشرفت داريم، جوشش داريم؛ اما نظام، نظام ثابت و مستقرى است؛ استحکام دارد. اينها نقاط مثبت ماست. البته نقاط مثبت فراوان ديگرى هست: الهام‌بخشى، الگوسازى، ضعيف شدن دشمنانمان در صحنه بين‌المللى، نااميدى دشمن از منفعل کردن انقلاب. با اينکه روش هاى دشمنان ما پيچيده‌تر شده، امکاناتشان بيشتر شده - اين اينترنت و اين تشکيلات گوناگون عجيبى که در دنيا وجود دارد، شبکه‌اى که بر دنيا حاکم است - در عين حال از انفعال جمهورى اسلامى مأيوس شده‌اند.


کشور ما با امکاناتى که داريم، مي تواند صد و پنجاه ميليون نفر جمعيت داشته باشد

تجربه متراکم در قانونگذارى، در اجرا؛ اين هم جزو نقاط درخشان کشور است. جمعيت کشور، هفتاد و پنج ميليون. البته بنده همين جا عرض بکنم؛ من معتقدم که کشور ما با امکاناتى که داريم، مي تواند صد و پنجاه ميليون نفر جمعيت داشته باشد. من معتقد به کثرت جمعيتم. هر اقدام و تدبيرى که مي خواهد براى متوقف کردن رشد جمعيت انجام بگيرد، بعد از صد و پنجاه ميليون انجام بگيرد!


نقاط ضعف ما، هم در زمينه‌هاى اقتصادى است، هم در زمينه‌هاى فرهنگى است

خب، اينها نقاط مثبت و درخشانى بود که بحمدا... وجود دارد. البته نقاط مثبت ما بيشتر از اينهاست. اما نقاط ضعف هم داريم. اگر نقاط منفى را نبينيم، ضعفهاى خودمان را نشناسيم، يقينا ضربه خواهيم خورد. نقاط ضعف ما، هم در زمينه‌هاى اقتصادى است، هم در زمينه‌هاى فرهنگى است. ما خطاها داشتيم، ضعف ها داشتيم، بر بعضى از چالش ها نتوانستيم غلبه کنيم؛ اين واقعيتى است. حتى در همان تهديدهايى که مستقيما از طرف دشمن هست، اگر ما ضربه‌اى خورديم، تقصير خود ماست، کوتاهى‌هاى خود ماست.


خطا ازخودمان است

قرآن کريم در قضيه جنگ احد مي فرمايد: «او لما اصابتکم مصيبة قد اصبتم مثليها قلتم انى هذا قل هو من عند انفسکم».(6) در قضيه احد، آن حادثه تلخ اتفاق افتاد: مسلمان ها اول پيروز شدند، بعد يک عده‌اى مأموريت‌ها را فراموش کردند، تنگه را رها کردند، رفتند سراغ غنيمت جمع کردن؛ دشمن هم توانست نيروهاى اسلام را دور بزند، بيفتد به جانشان، تعدادى از آنها را بکشد، آنها را منهزم کند؛ به طورى که مسلمان ها از ترسشان مجبور شدند به کوه پناه ببرند. جان مبارک پيغمبر به خطر افتاد، به پيغمبر ضربه وارد آمد. بعد مسلمانها گفتند: خب، چرا اينجورى شد؟ خدا به ما وعده پيروزى داده بود. خداى متعال مي‌فرمايد که ما شما را پيروز کرديم، وعده خدا عملى شد، اما شما خودتان هستيد که کار را خراب کرديد.


در ميدان جنگ، زدن و خوردن، هر دو هست

اولا اگر دشمن به شما ضربه زد، شما هم متقابلا به دشمن ضربه‌ها زديد - «قد اصبتم مثليها» - تعجب نکنيد؛ بالاخره در ميدان جنگ، زدن و خوردن، هر دو هست. در عرصه جنگ بزرگ ميدان سياست و اقتصاد جهانى، آدم، هم مي‌زند، هم مي‌خورد؛ نبايد خلاف انتظار باشد. اما «قلتم انى هذا»؛ مي‌گوئيد ما از کجا اين ضربه را خورديم. بعد قرآن مي‌فرمايد: «قل هو من عند انفسکم»؛ از خود شما بود، خودتان خطا کرديد. ما يک جاهائى خطا کرديم - «ان ا... على کل شى‌ء قدير»(7)


سرگرم منازعات شديم، دلبستگي‌هايمان را زيرپا نگذاشتيم

-يک جاهائى طبق وظيفه عمل نکرديم؛ يک جاهائى مراقبت هائى که بايد انجام بدهيم، انجام نداديم؛ يک جاهائى دلبستگى‌هاى خودمان را زير پا نگذاشتيم؛ اينها منجر شده به اشکالاتى - اين را هم بايد در نظر داشته باشيم - به چيزهائى که بايد از آن پرهيز کرد و برحذر بود، سرگرم شديم؛ به منازعات سياسى، به مشاجرات سرگرم شديم؛ به رفاه‌طلبى سرگرم شديم، به منشهاى اشرافى سرگرم شديم؛ اينها نقاط ضعف است.


وقتى من و شما زندگى‌مان را زندگى رفاه‌طلبانه و اشرافى قرار بدهيم، مردم از ما ياد مي گيرند

وقتى من و شما زندگى‌مان را زندگى رفاه‌طلبانه و اشرافى قرار بدهيم، مردم از ما ياد مي‌گيرند. يک عده‌اى منتظر بهانه‌اند؛ به ما نگاه مي کنند، مي‌گويند آقا ببينيد اينها چه جورى زندگى مي کنند، ما هم مي خواهيم همين جور زندگى کنيم. اينها کسانى هستند که دستشان مي رسد. يک عده‌اى معتقدند که بايد در زندگى مقتصد بود، نبايد اسراف کرد، نبايد افراط کرد؛ اينها وقتى نگاه مي کنند مى‌بينند من و شما اسراف مي کنيم، مي گويند خب، ما از اينها که بالاتر نيستيم؛ اينها که رؤساى ما هستند. اين کارها خطر دارد. روش انقلاب و انقلابيون به تبع آموزش اسلام، اعراض از زندگى رفاه‌طلبانه براى خود بود.


براى مردم رفاه ايجاد کنيد اما براي خودتان نه

براى مردم هرچه مي توانيد، رفاه ايجاد کنيد؛ هرچه مي توانيد، درآمد ملى را زياد کنيد؛ هرچه مي توانيد، در کشور ثروت توليد کنيد؛ اما خودتان نه. مسئولين لااقل تا وقتى مسئولند، به زندگى رفاه‌طلبى رو نکنند.


غفلت ازروحيه جهادي؛ بي مبالاتي نسبت به بيت‌المال

غفلت از روحيه جهادى و ايثار، غفلت از تهاجم فرهنگى دشمن، غفلت از در کمين بودن دشمن، غفلت از نفوذ دشمن در فضاى رسانه‌اى کشور، بى‌مبالاتى نسبت به حفظ بيت‌المال؛ اينها گناهان ماست، اينها نقاط ضعف ماست.


رفتارهاى قبيله‌اى در ميدان سياست واقتصاد

ميل به رفتارهاى قبيله‌اى در ميدان سياست، در ميدان اقتصاد، از ديگر نقاط ضعف ماست. رفتار قبيله‌اى معنايش اين است که تخطئه يا تأييدى که نسبت به کار کسى مي‌کنم، ناشى نباشد از ماهيت عمل او؛ ناشى باشد از نحوه ارتباط او با من. اگر از قبيله ما کسى کار خطائى انجام داد، راحت قابل اغماض باشد؛ اما از قبيله مقابل اگر همان کار را انجام داد، اين قابل پيگيرى و تعقيب مي شود. کار خوب اگر از کسى که مربوط به قبيله ماست، انجام گرفت، قابل تحسين و تشويق باشد؛ اگر از قبيله ديگر بود، نه. رفتار قبيله‌اى اين است. اين رفتار، اسلامى نيست، انقلابى نيست. ما متأسفانه اين گونه رفتار را در ميان خودمان داريم. نمي گويم همه‌گير است، فراگير است؛ اما وجود دارد.


مسئله اشتغال ، مسئله تورم ، مسئله فرهنگ کار ، مسئله ساعات مفيد کار حل‌نشده است

در زمينه اقتصاد فعاليتهاى زيادى شده، باارزش هم هست؛ اما مسئله اشتغال حل‌نشده است، مسئله تورم حل‌نشده است، مسئله فرهنگ کار حل‌نشده است، مسئله ساعات مفيد کار حل‌نشده است. فرهنگ کار بايد در کشور يک جورى باشد که مردم کار را عبادت بدانند؛ هر يک ساعت کار را با شوق بيفزايند در مدت و مقدار کارى که انجام مي‌دهند. بايد کار کرد. با بيکارى و بى‌ميلى به کار و تنبلى و وادادگى، کشور پيش نخواهد رفت.


در زمينه فرهنگ، اخلاق عمومى و عدم رواج فضائل اخلاقى، مشکلاتى داريم

در زمينه فرهنگ، اخلاق عمومى و عدم رواج فضائل اخلاقى، مشکلاتى داريم. بايد روزبه‌روز فضائل اخلاقى در بين ما رشد کند. صبر ما، شکر ما، ذکر ما، احسان ما، مروت ما نسبت به ديگران، اجتناب ما از ايذاء ديگران، ميل ما به خدمت به ديگران، روزبه‌روز بايد در بين جامعه رشد پيدا کند. اينها به خودى خود پيش نمى‌آيد؛ اينها کار لازم دارد، تلاش لازم دارد. در اين زمينه‌ها کوتاهى داريم.


ترويج خشونت و رواج فرهنگ اسراف و تجمل گرايي

رواج فرهنگ اسراف و تجمل‌گرائى در جامعه، رشد يا عدم توقف ميل به خشونت در برخى از بدنه جوان کشور، مضر است. ما فيلم هائى پخش مي کنيم که خود آن کسانى که سازنده اين فيلم ها هستند، به خودشان هشدار مي دهند و مي خواهند خطر اين فيلم ها را که توليد خشونت در جامعه است، متوقف کنند؛ ولى ما حالا داريم اين ها را منتشر مي کنيم! اينها مضر است. بچه‌هاى ما از اول با خنجر و با قمه و با اسلحه گرم - البته پلاستيکى‌اش - آشنا بشوند، انس پيدا کنند، ياد بگيرند؛ خب، اينها خطرات دارد، اشکالات دارد، تبعات دارد، در جامعه آثارش را هم مى‌بينيم؛ اين جزو ضعف هاى ماست.

چند سال پيش من در يکى از مجلات آمريکائى ديدم که مصلحينى در آنجا پيشنهاد کرده بودند که اين فيلم هاى رايج غالب هاليوودى را که در آنها يا شهوت بود يا خشونت، يواش يواش کم کنند و فيلمهاى خانوادگى، فيلم هاى معصومانه و نجيبانه را رايج کنند. آنها به فکرند، حالا ما تازه از آنها ياد گرفته‌ايم!


مواد مخدرصنعتي، تهييج غريزه جنسي و نحوه طرح مباني اعتقادي

عدم مقابله درست و منطقى با تباه کردن نسل جوان، يکى ديگر از مشکلات ماست. يک نقشه، تباه کردن نسل جوان است. ما در اين خصوص تا حالا مقابله درستى نداشته‌ايم و موفق نشده‌ايم. همچنين مواد مخدر صنعتى و تهييج غريزه جنسى و از اين چيزها. طرح درست مبانى اعتقادى؛ چه مبانى اعتقادى مربوط به اسلام، چه آنچه که مربوط به انقلاب و نظام جمهورى اسلامى است. عرض کرديم؛ نقاط قوت، اميدهاى ما را افزايش مي‌دهد، ظرفيتها را به ما نشان مي‌دهد؛ نقاط منفى اولويت‌ها را به ما نشان مي‌دهد که چه کار بايد بکنيم.


اوضاع منطقه درست عکس سياست هاى قدرت هاى غربى و آمريکا و صهيونيسم بين‌الملل پيش مي رود

در مورد مسائل منطقه وقت گذشت؛ به نظرم الان بايد حدود اذان باشد. در يک کلمه بايد عرض بکنم که اوضاع منطقه درست عکس سياست هاى قدرتهاى غربى و آمريکا و صهيونيسم بين‌الملل دارد پيش مي‌رود. آنها راجع به ايران برنامه‌هائى داشتند؛ درست عکس آن چه که آنها مي خواستند، خداى متعال مقدر کرد و پيش آمد.


آن چه آن‌ها درباره ما عمل کردند خداوند عکسش را براي آن‌ها مقدر کرد

آن ها ايران را تحريم کردند، اما بحران اقتصادى گريبان خودشان را گرفت. آنها فتنه 88 را براى زمين زدن جمهورى اسلامى تقويت کردند - يا تدارک کردند، يا لااقل پشتيبانى و تقويت کردند - اما نظام ها و رژيم هاى وابسته به خودشان يکى پس از ديگرى زمين خورده يا متزلزل شده. آنها به عراق و افغانستان حمله کردند، براى اينکه ايران را محاصره کنند - بزرگانشان گفتند که اين براى محاصره ايران است - اما خودشان محاصره شدند؛ پاشان در گل فرو رفته، به دام افتادند. آنچه که آنها درباره ما تدبير و عمل کردند، خداى متعال عکسش را مقدر کرد و نشد.


آوردن نامبارک مصر توى قفس و وارد دادگاه کردن، يک حادثه پرمعناى عجيبى است

در مورد منطقه هم حوادث - همين طور که گفتم - فوق‌العاده است. واقعا ابعاد آنچه که در مصر و در تونس و در يمن و در بعضى از مناطق ديگر دارد اتفاق مى‌افتد، الان قابل محاسبه نيست؛ ابعاد اين خيلى عظيم است. اين آوردن نامبارک مصر توى قفس و وارد دادگاه کردن، اصلا يک حادثه پرمعناى عجيبى است. مسئله فقط مسئله اينکه يک رژيمى رفت يا يک قدرتى رفت و يکى ديگر جايش مى‌آيد، نيست؛ از اين خيلى عميق‌تر است. امروز رژيم اشغالگر قدس محاصره است در بين کشورهائى که براى مقابله با او انگيزه دارند. حوادث، حوادث عجيبى است. البته مرتب دارند تلاش مي کنند براى اينکه بر امواج بحران در اين منطقه سوار شوند و بيدارى را به نحوى کنترل کنند؛ اما نتوانستند و ان‌شاءا... به برکت بيدارى ملت ها نخواهند توانست؛ کمااينکه حالا همين شعارهاى اسلامى‌ که در مصر داده شد، باز مجددا خواب اينها را پريشان کرد.


در مورد مسائل ليبى نگرانم

البته من در مورد مسائل ليبى نگرانم. در ليبى، سياست غرب، سياست بسيار رذيلانه و موذيانه‌اى است. اينها از قيام مردم سوءاستفاده کردند. براى آنها، ماندن و جا پا باز کردن در ليبى خيلى مهم است. اولا مسئله نفت ليبى است که برايشان مهم است، ثانيا فضاى وسيع اين کشور است که مي توانند در جاهاى مختلفش پايگاه بزنند، ثالثا اشراف بر کشور مصر و کشور تونس؛ دو تا کشور انقلابى. در شرق ليبى مصر است، در غرب ليبى تونس است؛ علاوه بر اين که از آنجا مي توانند بر سودان و بر الجزاير و بر همه کشورهاى اين منطقه مسلط باشند. مي خواهند آنجا جاپا محکم کنند. مي خواهند زيرساخت هاى اين کشور را ويران کنند تا بعد اگر راه‌هاى ديگر ممکن نشد، از اين طريق خودشان را در ليبى تثبيت کنند. الان دارند زيرساختها را ويران مي‌کنند. به اسم حمايت از مردم، جاده‌ها ويران مي شود؛ پالايشگاه‌ها ويران مي‌شود؛ مختصر کارخانجاتى که دارند، ويران مي‌شود. بايد اينها ساخته بشود. مردم ليبى خودشان اين توانائى را ندارند؛ اينها به بهانه ساختن، آنجا مى‌آيند. من از مسئله ليبى نگرانم. پروردگارا! مردم ليبى را نجات بده؛ مردم يمن را نجات بده؛ مردم بحرين را نجات بده؛ مردم منطقه و مسلمانان منطقه را روزبه‌روز بيدارتر و استوارتر بفرما. پروردگارا! ما را مشمول رضايت خودت قرار بده. از آنچه کرديم، از آن چه گفتيم، از آن چه شنيديم، راضى باش و آن را از ما قبول بفرما. پروردگارا! قلب مقدس ولى‌عصر را از ما راضى و خشنود کن. زندگى ما و مرگ ما را براى اسلام و در راه اسلام قرار بده.

والسلام عليکم و رحمةا... و برکاته

1) مستدرک، ج 11، ص 183

2) آل عمران: 185

3) آل عمران: 134

4) آل عمران: 147

5) بقره: 183

6) آل‌عمران: 165

7) همان


برچسببر چسب ها : مواد مخدرصنعتي، تهييج غريزه جنسي و نحوه طرح مباني اعتقادي ,نحوه طرح مباني اعتقادي ,تهييج غريزه جنسي ,مواد مخدرصنعتي ,رواج فرهنگ اسراف و تجمل‌گرائى در جامعه ,ترويج خشونت و رواج فرهنگ اسراف و تجمل گرايي ,هاليوود ,اخلاق عمومى ,فضائل اخلاقى ,مسئله اشتغال ,اشتغال ,مسئله تورم ,تورم ,فرهنگ کار ,مسئله ساعات مفيد کار ,رفتارهاى قبيله‌اى در ميدان سياست واقتصاد ,جمهورى اسلامى ,حضرت آيت‌ا... خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي ,قواي مجريه ,ارزيابي واقع‌بينانه از جايگاه نظام اسلامي ,
پنجشنبه 15 فروردين 1392
ادامه مطلب
دسته : خبر ,

بازتاب گسترده سخنان رهبر معظم انقلاب در رسانه هاي مطرح جهان


گرد آوری: سایت خرداد 92


حضرت آيت الله العظمي خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي، صبح ديروز (شنبه) در ديدار بسيار پرشور هزاران نفر از مردم تبريز، در بيانات بسيار مهمي به بررسي اوضاع مهم داخلي و مسئله صلح آميز هسته اي ايران پرداختند.

به گزارش فارس رسانه هاي جهان محور اصلي بازتاب سخنان معظم له را بيانات ايشان در مورد پرونده هسته اي ايران قرار دادند.


خبرگزاري هاي آمريکا و انگليس

خبرگزاري آمريکايي آسوشيتدپرس نوشت، رهبر عالي ايران روز شنبه اظهار داشت که ايران به دنبال سلاح هسته اي نيست اما اگر چنين اراده اي داشته باشد، هيچ قدرتي در جهان قادر به توقف آن نيست.

اين خبر گزاري همچنين به نقل از مقام معظم رهبري تصريح کرده است که ايران از نابودي تسليحات هسته اي حمايت مي کند.

رويترز هم تقريبا با همان جمله اي بازتاب سخنان رهبري را آغاز کرده است که آسوشيتدپرس گزارش خود را آغاز کرده بود. «ايران سلاح هسته اي نمي خواهد اما اگر بخواهد، هيچ قدرتي نمي تواند از دست يابي ايران به سلاح هسته اي ممانعت به عمل آورد.»

جالب تر اينکه رويترز نيز همچون آسوشيتدپرس پس از اين نقل قول، به فتواي تحريم سلاح هاي هسته اي مقام معظم رهبري پرداخته است.

اين دو خبرگزاري که معمولا اخبار ساير رسانه ها نيز از آنها نقل مي شود، تقريبا با محورهايي مشابه و جملات متفاوت سخنان رهبري را بازتاب داده اند.

شبکه خبري بي بي سي انگليس نيز در مورد بيانات رهبر معظم انقلاب گزارش داد: آيت الله علي خامنه اي، رهبر جمهوري اسلامي گفته است که اگر ايران قصد ساخت سلاح هسته اي را داشت، آمريکا به هيچ وجه نمي توانست جلوي آن کشور را بگيرد.

اين شبکه به نقل از رهبر معظم انقلاب گفت که خودداري آمريکا از زورگويي و شرارت، احترام گذاشتن به حقوق ملت ايران، عدم دخالت در امور داخلي ايران که در حمايت از فتنه گران 88 کاملا آشکار بود و پرهيز از آتش افروزي در منطقه از مواردي است که اگر در رفتار آمريکايي ها نشان داده شود، مي تواند نشان دهنده حسن نيت آنها باشد و با واکنش مناسب ايران روبه رو خواهد شد.


رسانه هاي عربي

روزنامه «سفير» لبنان، گزارش داد: رهبر انقلاب ايران آيت الله خامنه اي دوگانگي ميان گفتار و رفتار آمريکا را نشان بي منطق بودن واشنگتن دانست و افزود: آمريکا توقع دارد که ملت ها به خودکامگي و سخنان عاري از منطقش تن دهند اما ملت مقتدر و با منطق ايران تسليم اين خودکامگي ها نخواهد شد.

روزنامه «الرأي» کويت با پرداختن به پرونده هسته اي ايران از قول مقام معظم رهبري نوشت: ايران به دنبال سلاح هسته اي نيست و اين مسأله به خاطر فشارهاي خارجي نيست بلکه به دليل ايمان ديني ماست.

اين روزنامه نوشت که رهبر انقلاب سال گذشته در فتوايي ساخت و استفاده از سلاح هاي کشتار جمعي را حرام اعلام کرد.

خبرگزاري «آناتولي» ترکيه در بخش عربي پايگاه خود با اشاره به سخنان مقام معظم رهبري در مورد مسأله اي که اخيرا در مجلس اتفاق افتاده است گزارش داد: رهبر ديني ايران آيت الله خامنه اي در مورد تنش هاي سياسي اخير به مسئولان ايراني درباره برهم زدن ثبات و آرامش مردم ايران هشدار داد.

اين پايگاه نوشت: رهبر ديني ايران سخنان احمدي نژاد در وارد کردن اتهام به رئيس دو قوه ديگر را بي معني و افراطي دانست.

شبکه خبري «الجزيره» وابسته به کشور قطر به نقل از مقام معظم رهبري خبر داد: ايران نمي خواهد سلاح هسته اي داشته باشد.

اين شبکه گزارش داد که رهبر انقلاب ايران تأکيد کرد که ايالات متحده آمريکا امروز در حالي داعيه حقوق بشر شده است که خود يکي از ناقضان اصلي حقوق بشر در کشورهاي مختلف است.


رسانه هاي اسرائيلي

تمام روزنامه ها و سايت هاي اسرائيلي متفقا به نقل از رهبر انقلاب نوشته اند: ايران به دنبال سلاح هسته اي نيست.

روزنامه صهيونيستي «جروزالم پست» در اين مورد نوشته است: رهبر ايراني ها مي گويد اين کشور بمب هسته اي نمي خواهد، اما اگر مي خواست هيچ قدرت جهاني نمي توانست مانع آن شود. (آيت الله) خامنه اي همچنين دورويي ايالات متحده را به شدت مورد انتقاد قرار داد و گفت ايران هرگز در برابر فشار هاي بين المللي تسليم نمي شود.

«جروزالم پست» در بخشي از خبر همچنين به فتواي رهبري مبني بر ممنوعيت استفاده از تسليحات اتمي اشاره کرده و نوشته است ايران و رهبري اين کشور بارها تاکيد کرده اند که به دنبال سلاح هسته اي نيستند.

«يديعوت آحارانوت» ديگر روزنامه صهيونيستي است که بيانات رهبر انقلاب را در خبري فوري بازتاب داد و به نقل از رهبري نوشت ايران به دنبال تسليحات هسته اي نيست.اين روزنامه افزوده است: رهبر معظم ايران روز شنبه گفت که کشورش به دنبال تسليحات اتمي نيست، اما اگر به دنبال آن  بود و مي خواست بمب بسازد، هيچ کشوري نمي توانست مانع دسترسي تهران به بمب شود.

يديعوت ادامه داده است: آيت الله علي خامنه اي که تصميم نهايي در مورد موضوعات اساسي را اتخاذ مي کند، در جمع گروهي از ايراني ها که به بيتش در پايتخت رفته بودند، گفت کشورش از امحا تسليحات هسته اي حمايت مي کند.

پايگاه صهيونيستي تايمز اسرائيل هم خبر خود را به نقل از خبرگزاري آسوشيتدپرس و با محوريت موضوع پرونده هسته اي ايران منتشر کرده است.

تايمز اسرائيل در ادامه به سابقه برنامه هسته اي ايران پرداخته و نوشته است که ايران اکنون تحت تحريم هاي فزاينده غرب زندگي مي کند، اما همواره تاکيد کرده است که اين تحريم ها موجب صرف نظر از برنامه هسته اي نمي شود.


رسانه هاي چين

خبرگزاري رسمي چين «شينهوا» گزارش داد که آيت الله خامنه اي در جمع ملاقات کنندگان خود گفت: ما معتقديم که سلاح هاي هسته اي بايد محو شوند و هيچ تصميمي براي ساخت آن نداريم و اگر تصميم به داشتن آن داشتيم هيچ قدرتي نمي توانست جلوي ما را بگيرد.

شينهوا با اشاره به فتواي رهبر انقلاب در تحريم تسليحات هسته اي به بررسي اظهارات اخير جان کري درباره مذاکرات هسته اي آتي در قزاقستان پرداخت و نوشت که وزير خارجه آمريکا نسبت به مذاکرات آتي در آلماتي ابراز اميدواري کرده است.


پنجشنبه 15 فروردين 1392
ادامه مطلب

فـعـلا نصيحت مي‌کنم،بيانات مهم رهبري درباره مذاکره با آمريکا و رفتار مسئولان

حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب  در ديدار بسيار پرشور هزاران نفر از مردم تبريز که در آستانه قيام 29 بهمن مردم تبريز در سال 1356 انجام شد در سخناني بسيار مهم به تشريح رفتار و گفتار غيرمنطقي دولتمردان آمريکا در بحث مذاکره و تبيين رفتار منطقي ملت و نظام اسلامي در اين زمينه پرداختند و با تجليل مجدد از حضور پرشکوه و عزتمند ملت در راهپيمايي يوم الله 22 بهمن، نکاتي را در باب مساله اخير در مجلس شوراي اسلامي بيان کردند. متن کامل بيانات رهبر انقلاب در ديدار مردم آذربايجان  به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت ا... العظمي خامنه اي (khamenei.ir) در پي مي آيد.


حضور آذربايجان و تبريز و ديگر شهرهاى آن منطقه، از صد و پنجاه سال قبل تا امروز، در حرکت ملت ايران، تعيين کننده بوده است

بسم الله الرّحمن الرّحيم 

خوشامد عرض مي کنم به همه ى شما برادران عزيز، خواهران عزيز، جوانان عزيز؛ مخصوصاً خانواده هاى معزز شهدا، دانشوران، علما، مسئولان، که اين راه دور را طى کرديد و هديه ى ارزشمند محبت و لطف و پيام استقامت مردم عزيز آذربايجان را به اين مناسبت به اينجا آورديد. اميدواريم خداوند متعال به همه ى شما لطف کامل و فراوان و رحمت شامله عنايت فرمايد. و همين جا به وسيله ى شما برادران و خواهران عزيز سلام عرض مي کنم به همه  مردم آذربايجان و تبريز، مرد و زن مؤمن؛ که حقيقتاً حضور آذربايجان و تبريز و ديگر شهرهاى آن منطقه، در همه ى دوران هاى گذشته ى ما، از صد سال، صد و پنجاه سال قبل تا امروز، در حرکت ملت ايران، تعيين کننده بوده است. امروز هم همين جور است. شماها هستيد که با همت خودتان، با غيرت خودتان، با ايمان خودتان، با عزم راسخ خودتان، توانسته ايد عزت اين کشور و اين ملت را در مقابل دشمنان حفظ کنيد. هر روز هم که گذشته است، جلوه ى آذربايجان در عرصه هاى گوناگون بيشتر شده است. سى و پنج سال از ۲۹ بهمن سال ۵۶ مي گذرد. آذربايجان، امروز از جهت ايمان، استقامت، بصيرت و ايستادگى، حتّى از آن دوران مهم و سرنوشت ساز هم جلوتر است. اين همه توطئه، اين همه بدخواهى براى جدا کردن احساسات بعضها و بخشهاى مختلف اين ملت، اثرش درست بعکس بوده است. شما بوديد که توانستيد هميشه پيشگام و پيشرو باشيد. در واقع شما هستيد که لنگر آرامش اين کشوريد. در واقع آنطور که شما در شعرتان گفتيد، بنده عرض ميکنم: «آرامِ دل ايران سيزلر سيز».(۱)


خصوصيتى در مردم عزيز آذربايجان به وضوح مشاهده مي شود

يک خصوصيتى در مردم عزيز آذربايجان انسان به وضوح مشاهده مي کند؛ اين خصوصيت در بعضى از مناطق کشور هست، اما در آذربايجان به شکل بارزى وجود دارد و آن اين است که مبارزات و حرکت غيرتمندانه ى مردم آذربايجان در دوره هاى مختلف؛ در قضيه ى مشروطه، در قضيه ى اشغال نظامى، در قضاياى گوناگون - که در اغلب اين قضايا، پيشروِ ديگران هم بودند - همواره با دين و ايمان دينى همراه بوده است. با اينکه جريان روشنفکرى چپ و همچنين جريان روشنفکرى وابسته ى به غرب در منطقه ى آذربايجان فعال بود - از همان روزهاى اولِ ورود روشنفکرى بيمار به کشورمان - و سعى مي کردند مردم را از دين جدا کنند، در عين حال اگر شما نگاه کنيد به نهضتهائى که در آذربايجان شکل گرفت و خيلى از آنها نهضتهاى عمومى ملت ايران بود که آذربايجانى ها جلوتر از ديگران بودند، مى بينيد با وجود آن تلاشها، حرکت مردم و پيشروان و سرسلسله هاى حرکتهاى مردمى در آذربايجان، بر پاى فشارى و پايبندى خود به مسائل دينى، صريح تر از همه بودند. در تبريز، ستار خان ميگفت: فتواى علماى نجف در جيب من است. يعنى اين مرد بزرگِ مبارزِ شجاع، کار خودش را با هدايت علما و مراجع نجف تنظيم ميکرد؛ درست نقطه ى مقابل آنچه که آن روز تفکرات جريانهاى روشنفکرىِ شرق و غرب ميخواستند در اين کشور اعمال کنند. هميشه همين جور بوده، امروز هم همين جور است، فردا هم همين جور خواهد بود.

ملت ايران در مجموعه ى خود، ايمان دينى را معيار و ملاک و راهنما قرار داده است. مثال را ما از آذربايجان زديم، اما در سرتاسر کشور، با اندازه هاى کم و زياد، همه ى ملت ايران اينجورند. حرکت، حرکت همراه با غيرت و شجاعت و احساس مسئوليت است؛ اما با راهنمائى دين، با پشتوانه ى ايمان دينى؛ اين خيلى ارزشمند است. براى همين هم هست که شما ملاحظه مي کنيد خطراتى که معمولاً از طرف قدرتهاى سلطه گر جهانى متوجه ملتها ميشود و آنها را متزلزل ميکند، اين خطرها ملت ايران را متزلزل نکرد.


همه آمدند، همه جا آمدند، با روحيه آمدند، با چهره ى خندان آمدند اين، ملت ايران است

حالا در برهه ى کنونى، زمان مسئله ى تحريمها و فشارها گفتند که ميخواهيم براى ملت ايران تحريم فلج کننده تنظيم کنيم؛ تنظيم هم کردند. دو سه روز قبل از بيست و دوى بهمن، يک مرحله ى جديد تحريم ها را وارد معادلات کردند؛ چند ماه قبل هم - در مرداد همين سال - باز مجدداً همين کار را انجام دادند. يعنى در ايام بيست و دوى بهمنِ امسال به خيال خودشان فشارها را بر مردم افزايش دادند. به اميد چه؟ به اميد سست کردن مردم. جواب چه بود؟ جواب ملت ايران اين بود که امسال راهپيمائى بيست و دوى بهمن از سالهاى قبل پرشورتر است. همه آمدند، همه جا آمدند، با روحيه آمدند، با چهره ى خندان آمدند. اين، ملت ايران است. هر سال بيست و دوى بهمن، ملت ايران ضربه اى بر دشمنان وارد ميکند؛ مثل بهمنى بر سر دشمنان و مخالفان فرود مى آيد. امسال هم اين بهمن فرود آمد. بنده لازم ميدانم مجدداً - که اگر تا صد بار هم تکرار شود، زيادى نيست - از ملت ايران به خاطر اين حضور پرشکوه و عزتمندانه سپاسگزارى کنم. در مقابل اين احساس، در مقابل اين بصيرت، انسان بايد تعظيم کند. اين، ملت ايران است.


در مقابل اين ملت، اسلحه هاى گوناگون سياسى و نظامى و امنيتى و اقتصادى کنْد است

دشمنان در مقابل اين وضعيت، دچار انفعالند؛ اين را من به شما عرض بکنم. برخلاف آنچه که وانمود مي شود که آنها در موضع فعال قرار دارند، نه، اينجور نيست؛ دشمن در مقابل ملت ايران در موضع انفعال است. ملتى با عزم راسخ، با بصيرت، با ايمان، ميداند چه ميخواهد، راه را هم بلد است، سختى ها را هم با شجاعتِ تمام تحمل ميکند؛ در مقابل اين ملت، اسلحه هاى گوناگون سياسى و نظامى و امنيتى و اقتصادى کنْد است؛ لذا دشمن در حال انفعال است. دشمنان چون در حال انفعالند، حرکات غير منطقى ميکنند.


 دولتمردان آمريکايي افرادي غيرمنطقي، داراي حرف و عمل متناقض و روحيه زورگويانه هستند

من اين را به شما عرض بکنم: دولتمردان آمريکا مردم غيرمنطقى اى هستند؛ حرفشان غيرمنطقى است، عملشان غيرمنطقى است، زورگويانه است؛ توقع دارند ديگران در مقابل کار غيرمنطقى آنها و زورگوئى آنها تسليم شوند؛ خب، بعضى هم تسليم ميشوند؛ بعضى از دولتها، بعضى از نخبگان سياسى در برخى از کشورها در مقابل پرروئى و زورگوئى آنها تسليم ميشوند؛ اما ملت ايران و نظام جمهورى اسلامى تسليم شدنى نيست. نظام جمهورى اسلامى حرف دارد، منطق دارد، توانائى دارد، اقتدار دارد؛ لذا در مقابل حرف غير منطقى و کار غير منطقى تسليم نميشود. آنها چطور غيرمنطقى اند؟ نشانه ى غير منطقى بودن آنها، همين تناقض هائى است که بين حرفهاى آنها و بين کارهاى آنها هست؛ حرف يک جور ميزنند، کار جور ديگرى انجام ميدهند. خب، از اين نشانه اى واضح تر براى غير منطقى بودن نيست. انسانِ منطقى يک حرف قانع کننده اى ميزند، بعد هم دنبال آن حرف راه مى افتد. اين آقايان - دولتمردان آمريکائى و ديگر تبعه ى آنها از غربى ها - اينجورى نيستند؛ يک حرفى ميزنند، يک ادعائى ميکنند، اما در عمل، درست عکس آن را انجام ميدهند. من حالا چند نمونه عرض بکنم:


آمريکا يي ها ادعا مي کنند ما متعهد به حقوق بشريم اما در عمل، بيشترين ضربه را به حقوق بشر مي‌زنند

ادعا مي‌کنند ما متعهد به حقوق بشريم. بله، آمريکائى ها پرچم حقوق بشر را بلند کرده اند، ميگويند ما متعهد به حقوق بشريم؛ آن هم نه فقط در کشور خودشان - که آمريکا باشد - در همه ى دنيا. خب، اين حرفى است، ادعائى است؛ در عمل چه؟ در عمل، بيشترين ضربه را اينها به حقوق بشر ميزنند؛ بيشترين اهانت را به حقوق انسانها در کشورهاى مختلف و نسبت به ملتهاى مختلف، اينها ميکنند. زندانهاى مخفى شان در سرتاسر دنيا، زندانشان در گوانتانامو، زندانشان در عراق - ابوغريب - حمله ى آنها به مردم غيرنظامى در افغانستان، در پاکستان، در مناطق گوناگون؛ اينها نمونه اى از حقوق بشر ادعائى آمريکائى هاست! هواپيماهاى بدون سرنشينشان راه مى افتد، هم جاسوسى ميکند، هم مردم را زير فشار قرار ميدهد؛ که روزانه خبرش را شما از افغانستان و پاکستان ميشنويد. البته همين هواپيماهاى بدون سرنشين، به قول يکى از مجلات آمريکائى که همين چند روز قبل از اين نوشته بود، در آينده مايه ى دردسر خود آنها خواهد شد.

ميگويند ما متعهد به عدم تکثير سلاح هسته اى هستيم. بهانه ى حمله ى به عراق هم در يازده سال قبل از اين همين بود که گفتند در عراق رژيم صدام دارد سلاح هسته اى درست ميکند. البته رفتند و پيدا هم نکردند و معلوم شد دروغ بوده است. ميگويند ما متعهديم که سلاح هسته اى تکثير نشود؛ در عين حال از يک دولت شريرى که داراى سلاح هسته اى هم هست، تهديد به سلاح هسته اى هم ميکند - يعنى دولت صهيونيستى - دفاع ميکنند، حمايت ميکنند. آن حرفشان است، اين عملشان است.


ايران داراي روشن ترين و واضح ترين مردم سالاري ها در منطقه است

ميگويند ما متعهد به گسترش دموکراسى در دنيا هستيم - حالا کارى نداريم که دموکراسىِ خود آمريکا چه جور دموکراسى اى است؛ در اين زمينه بحث نميکنيم - با اين ادعا، با کشورى مثل جمهورى اسلامى که روشن ترين و واضح ترين مردم سالارى ها و دموکراسى ها را در اين منطقه داراست، دائم معارضه و مقابله ميکنند.


آمريکايي ها در همين منطقه،  با کمال پررويي از کشورهايي حمايت مي کنند که حتي مردم آنها براي يک بار نيز صندوق رأي و انتخابات را نديده اند

در عين حال پشت سر کشورهائى در اين منطقه مى ايستند و با کمال پرروئى از آنها حمايت مي کنند که بوى دموکراسى را استشمام نکرده اند و يک بار ملتشان رنگ انتخابات و رأى و صندوق رأى را نديده اند. اين هم تعهدشان نسبت به دموکراسى است! ببينيد فاصله ى قول و عمل چقدر است.

ميگويند ميخواهيم مسائلمان را با ايران حل کنيم. اين حرفى است که بارها ميگفتند، اخيراً بيشتر هم مي‌گويند. مي‌گويند ميخواهيم مذاکره کنيم و مسائلمان را با ايران حل کنيم - اين حرفشان است - اما در عمل متشبث به تحريم ميشوند، متشبث به تبليغات دروغ ميشوند، حرفهاى ناشايسته ميزنند، مطالب خلاف واقع را نسبت به نظام جمهورى اسلامى و ملت ايران دم به دم منتشر ميکنند.


اگر ايران قصد ساخت سلاح هسته اي را داشت آمريکا به هيچ وجه نمي توانست جلوي ملت ايران را بگيرد

همين چند روز قبل از اين، رئيس جمهور آمريکا نطق مي کند و درباره ى مسائل هسته اى ايران جورى حرف ميزند که انگار اختلاف بين ايران و آمريکا اين است که ايران مي خواهد سلاح هسته اى درست کند. مي گويد ما تا جائى که بتوانيم، نمي گذاريم ايران سلاح هسته اى درست کند! خب، اگر ما مي خواستيم سلاح هسته اى درست کنيم، شما چطور مي توانستيد نگذاريد؟ اگر ايران اراده ميکرد که سلاح هسته اى داشته باشد، آمريکا به هيچ وجه نميتوانست جلوى او را بگيرد.


ما اعتقاد داريم که سلاح هسته اى جنايت بر بشريت است و نبايد توليد شود؛ آنچه هم که در دنيا هست، بايد محو شود

ما نميخواهيم سلاح هسته اى درست کنيم؛ نه به خاطر اينکه آمريکا از اين ناراحت ميشود؛ عقيده ى خود ما اين است. ما اعتقاد داريم که سلاح هسته اى جنايت بر بشريت است و نبايد توليد شود؛ آنچه هم که در دنيا هست، بايد محو شود و از بين برود؛ اين عقيده ى ماست، به شما ربطى ندارد. اگر ما اين عقيده را نداشتيم و تصميم ميگرفتيم سلاح هسته اى درست کنيم، هيچ قدرتى نميتوانست جلوى ما را بگيرد؛ همچنان که در جاهاى ديگر هم نتوانستند بگيرند: در هند نتوانستند، در پاکستان نتوانستند، در کره ى شمالى نتوانستند. آمريکائى ها مخالف هم بودند، اما آنها هم سلاح هسته اى درست کردند.


مگر بحث سر سلاح هسته اى است؟

اينکه مي گويند «ما نميگذاريم ايران سلاح هسته اى درست کند»، يک تقلب در حرف زدن است. مگر بحث سر سلاح هسته اى است؟ در قضيه ى هسته اى ايران، بحث بر سر سلاح هسته اى نيست؛ بحث سر اين است که شما ميخواهيد جلوى حق قطعى و مسلّم ملت ايران را - که غنى سازى هسته اى و استفاده ى صلح آميز از توان داخلى خود ملت ايران است - بگيريد. البته اين را هم نميتوانيد و ملت ايران آنچه را که حق خودش است، انجام خواهد داد.


با گفت و گو کننده غيرمنطقي و زورگو، نمي توان با اتکا به منطق حرف زد

دولتمردان آمريکائى غير منطقى حرف ميزنند. با گفتگو کننده  غير منطقى، نميشود انسان بنشيند به اتکاء منطق حرف بزند؛ خب، او غير منطقى است. غير منطقى يعنى زورگو، يعنى حرفِ بيخود بزن. اين واقعيتى است که ما در طول اين سى سال در برخورد با قضاياى گوناگون جهانى آن را بروشنى دريافته ايم. ما اين را ميفهميم که طرف مقابل ما کيست و چگونه بايد با او رفتار کرد.


اين حرف‌ها براى ملت ايران است

من چند نکته را يادداشت کرده ام که به شما برادران و خواهران عزيز و به همه ى ملت ايران در اين زمينه ها عرض کنم. البته اين حرفها براى ملت ايران است. آنها که حرف ميزنند، رئيس جمهور آمريکا که حرف ميزند، اعوان و انصارش از دولتمردان آمريکا که حرف ميزنند، براى فريب دادن افکار عمومى است؛ حالا افکار عمومى جهان، يا افکار عمومى ملتهاى منطقه؛ يا اگر بتوانند، افکار عمومى ملت خودمان. ما فعلاً با افکار عمومى جهان کارى نداريم. شبکه ى وابسته ى صهيونيستى - آمريکائىِ خبرى دنيا حرفهاى ما را آنچنان که هست، منعکس نمي کند؛ يا اصلاً منعکس نمي کند، يا ناقص منعکس مي کند، يا درست به عکس منعکس ميکند. من براى مردمِ خودمان حرف ميزنم.


اقتدار جمهورى اسلامى مربوط به افکار عمومىِ جهانى نيست

اقتدار جمهورى اسلامى مربوط به افکار عمومىِ جهانى نيست. جمهورى اسلامى اقتدار خود، عزت خود، شرف خود را از افکار عمومى دنيا به دست نياورده است؛ از خود اين ملت به دست آورده است. آن بناى استوار و مستحکمى که ملت ايران به وجود آوردند و امروز پيام آن در همه ى دنيا دارد پى درپى و به خودى خود پخش ميشود، متکى است به خود ملت ايران. من براى مردمِ خودمان حرف ميزنم، کارى به ديگران ندارم؛ ميخواهند بشنوند، ميخواهند نشنوند؛ ميخواهند منعکس کنند، ميخواهند نکنند؛ اما ملت عزيز خودمان بايد بدانند. پس نکته ى اول اين است که اينها غير منطقى اند، بدون اعتقاد حرف ميزنند و حرفشان با عملشان يکى نيست.


غرض اصلي دولتمردان آمريکا از طرح پيشنهاد مذاکره تبليغ و هياهو براي تسليم شدن ملت و نظام ايران است

نکته ى دوم: بحث مذاکره را پيش کشيدند، که ايران بيايد بنشينيم مذاکره کنيم. همين رفتار غيرمنطقى، در اين دعوت به مذاکره هم وجود دارد. غرض آنها حل مشکلات و مسائل نيست - که من بعد توضيح خواهم داد - غرضشان يک کار تبليغاتى است براى اينکه به ملتهاى مسلمان نشان دهند که ببينيد اين نظام جمهورى اسلامى بود با آن سرسختى، با آن ايستادگى، اما عاقبت مجبور شد بيايد باب مصالحه و گفتگو را با ما باز کند. وقتى ملت ايران اينجور است، شماها چه ميگوئيد ديگر؟ اين را براى خاموش کردن و نااميد کردن ملتهاى سربرافراشته ى مسلمان که امروز در بسيارى از کشورهاى اسلامىِ اينها نسيم بيدارى وزيده است و به خاطر اسلام احساس عزت ميکنند، لازم دارند. از اول انقلاب، اين يکى از هدفها بود. از سالهاى اول انقلاب، يکى از هدفهاى آنها همين بود که ايران را پاى ميز مصالحه و بده بستان بکشانند؛ بگويند بالاخره ديديد ايران هم که ادعا ميکرد مستقل است، ايستاده است، نترس است، شجاع است، مجبور شد بيايد بنشيند پاى ميز مذاکره؟ امروز هم همين هدف را دنبال ميکنند. اين، مطلب مهمى است.


هدف آنها از مذاکره، يک هدفِ غيرمربوط به مسائل اساسى است، يک هدف تبليغاتى است

وقتى هدف از مذاکره، يک هدفِ غيرمربوط به مسائل اساسى است، يک هدف تبليغاتى است، خب معلوم است طرف مقابل که جمهورى اسلامى است، خام نيست، چشم بسته نيست، مي فهمد که هدف شما چيست؛ لذا متناسب با همان نيت خودتان، جواب شما را ميدهد.


معناي حقيقي گفتگو در عرف آمريکا و غربي ها پذيرش حرف هاي آنان در پاي ميز مذاکره است

نکته ى سوم اين است که مذاکره در عرف آمريکائى ها و قدرتهاى سلطه گر به معناى اين است که بيائيد بنشينيم گفتگو کنيم تا شما حرف ما را قبول کنيد - هدف مذاکره اين است - بيائيد بنشينيم حرف بزنيم تا بالاخره نتيجه ى اين حرف زدن و گفتگو کردن اين باشد که مطلبى را که شما قبول نميکرديد، حالا قبول کنيد. همين حالا در تبليغاتى که آمريکائى ها در مورد مذاکرات راه انداخته اند - که چند وقت است لابد ميشنويد - و سر و صدا و هياهو دارند که بله، با ايران مذاکره ى مستقيم کنيم، چه کنيم، در همين حرفهاى امروزشان هم اين معنا کاملاً خودش را نشان ميدهد: بيائيم بنشينيم تا ايران را قانع کنيم که از غنى سازى دست بردارد؛ از انرژى هسته اى دست بردارد. هدف اين است. نميگويند بيائيم بنشينيم مذاکره کنيم تا ايران ادله ى خودش را بيان کند، ما از فشار روى مسئله ى هسته اى دست برداريم، از تحريم دست برداريم، از دخالتهاى امنيتى و سياسى و غيره دست برداريم؛ ميگويند بيائيد مذاکره کنيم تا ايران حرف ما را قبول کند!


بي منطقي آمريکايي ها را در مذاکرات تجربه کرده ايم

خب، اين مذاکره که به درد نميخورد؛ اين مذاکره که به جائى نميرسد. حالا گيرم دولت ايران قبول کرد، رفتند نشستند با آمريکائى ها مذاکره کردند. وقتى هدف اين است، اين چه مذاکره اى است؟ خب، معلوم است که ايران از حقوق خودش دست بردار نيست. هر جائى که در اثناى مذاکره ببينند طرف مقابل يک حرف منطقى اى ميزند و آنها کم مى آورند، در مقابل ايران همان جا مذاکره را قطع ميکنند؛ ميگويند ايران حاضر نيست حرف بزند! شبکه هاى خبرى و سياسى هم دست آنهاست؛ تبليغات ميکنند. اين را ما تجربه کرديم. در اين ده پانزده سال گذشته، دو سه مرتبه اتفاق افتاد که آمريکائى ها سر يک موضوع مشخصى به مسئولين ما پيغام دادند، اصرار کردند که يک امر خيلى لازمِ فورىِ فوتىِ واجبى است، بيايد بنشينيم يک صحبتى بکنيم. خب، مأمورين دولتى - معمولاً يک نفر، دو نفر - رفتند يک جائى نشستند صحبت کردند؛ بمجرد اينکه حرف منطقى اينها بيان شد و آنها جوابى نداشتند، يکجانبه مذاکره ها قطع شد! البته استفاده ى تبليغاتى شان را هم کردند. اين، تجربه ى ماست. خب، «من جرّب المجرّب حلّت به النّدامة».


وعده آمريکايي ها براي لغو تحريم ها در پي مذاکره وعده اي دروغ است

نکته ى چهارم: در تبليغات وانمود ميکنند که اگر ايران با آمريکا سر ميز مذاکره بنشيند، تحريمها برداشته ميشود. اين هم دروغ است. هدفشان اين است که با وعده ى برداشتن تحريمها، ملت ايران را وادار کنند که اشتياق به مذاکره ى با آمريکا پيدا کند. تصور آنها اين است که ملت ايران ديگر از تحريمها به ستوه آمده اند، پدرشان دارد در مى آيد، همه چيز به هم ريخته است؛ پس ما بگوئيم خيلى خوب، بيائيد مذاکره کنيد تا تحريم را برداريم، يکهو جمعيت ملت ايران راه بيفتند که بله، بيائيد مذاکره کنيم.

اين حرف هم از همان حرفهاى غير منطقى و همراه با فريب و يک وسيله اى براى زورگوئى است. اولاً - همان طور که عرض کرديم - اينکه ميگويند بيائيد مذاکره کنيم، مقصودشان از مذاکره، واقعاً يک گفتگوى عادلانه و منطقى نيست؛ مذاکره يعنى شما بيائيد حرفهاى ما را قبول کنيد، تسليم شويد، تا ما تحريمها را برداريم. خب، اگر ملت ايران ميخواستند تسليم شوند، چرا انقلاب کردند؟ آمريکا بر اوضاع ايران مسلط بود و هر کار دلش ميخواست، ميکرد. ملت ايران انقلاب کردند براى اينکه از زير يوغ آمريکا خارج شوند؛ حالا بيايند بنشينند باز مجدداً تسليم شما شوند؟ اين، اشکال اول.


تحريم ها با مذاکره برداشته نخواهد شد، هدف تحريم ها چيز ديگرى است

اشکال بعد اين است که تحريمها با مذاکره برداشته نخواهد شد؛ اين را من به شما عرض بکنم. هدف تحريمها چيز ديگرى است. هدف تحريمها خسته کردن ملت ايران است، جدا کردن ملت ايران از نظام اسلامى است. مذاکره هم که انجام بگيرد، اگر ملت ايران باز در صحنه باقى باشد و بر حقوق خود اصرار بورزد، اين تحريمها وجود خواهد داشت. ملت ايران در مقابل اين فکر غلط دشمن چه کار ميکند؟


يک برداشت ذهني دولتمردان آمريکايي که نيمي از آن درست و نيمي ديگر غلط است

ببينيد، يک ملاحظه اى در ذهن طرفهاى مقابل ما هست که اين ملاحظه را باز کنيم، تحليل کنيم. آنها ميگويند تکيه ى نظام جمهورى اسلامى به اين مردم است؛ اگر توانستيم اين مردم را از نظام جمهورى اسلامى جدا کنيم، قدرت مقاومت از نظام جمهورى اسلامى گرفته خواهد شد. اين فکرِ طرف مقابل ماست. خب، اين فکر دو قسمت دارد؛ يک قسمتش را درست فهميدند، يک قسمتش را غلط فهميدند، غلط کردند. آن قسمتى که درست فهميدند، اين است که بله، تکيه ى جمهورى اسلامى به اين مردم است؛ پشتوانه ى نظام اسلامى، هيچ کس جز انبوه توده هاى عظيم ملت ايران نيست؛ حصار اين کشور و اين نظام، همين مردمند. آنچه که غلط فهميدند، اين است که خيال کردند با فشار تحريم، با زورگوئى در زمينه ى مسائل بين المللى و بازرگانى و توليد و غيره، خواهند توانست ملت ايران را به زانو در بياورند و عاجز کنند. اگر فکر ميکنند خواهند توانست اين پشتوانه را از جمهورى اسلامى بگيرند، اينجا را اشتباه کرده اند.


ملت ايران در مقابل تحريم ها دو راه دارد

بله، ملت ايران در مقابل آنچه که دشمن ميخواهد انجام دهد، دنبال تدبير خواهد بود. ملت ايران دنبال شکوفائى اقتصادى، رونق اقتصادى و رفاه کامل است؛ اما ملت ايران نميخواهد اين را از راه ذلت در مقابل دشمن به دست بياورد؛ اين را ميخواهد با نيروى خود، با عزم خود، با شجاعت خود، با پيشروى خود، با توانائى جوانانش به دست آورد؛ لا غير. بله، تحريم، فشار است، آزار است - شکى نيست - اما در مقابله ى با اين فشار و آزار، دو راه وجود دارد: ملتهاى ضعيف وقتى که دشمن فشار آورد، ميروند در مقابل دشمن تسليم ميشوند، خشوع ميکنند، توبه ميکنند. اما ملت شجاعى مثل ايران بمجرد اينکه ديد دشمن دارد فشار مى آورد، سعى ميکند نيروهاى درونى خود را فعال کند، با قدرت و شجاعت از منطقه ى خطر عبور کند؛ و همين کار را خواهد کرد. اين هم تجربه ى سى ساله ى ماست.

کشورهائى در همين منطقه ى ما هستند و سى و چند سال در مشت آمريکا بودند، دولتهاشان نوکر و مطيع و فرمانبر آمريکا بودند؛ آنها کجا هستند؟ ملت ايران هم سى و چند سال در مقابل آمريکا ايستاده؛ ملت ايران کجاست؟ در مقابل سى سال فشار آمريکا، ملت ما از لحاظ پيشرفت علمى، پيشرفت اقتصادى، پيشرفت فرهنگى، آبروى بين المللى، نفوذ و اقتدار سياسى، به جائى رسيده است که در دوران رژيمهاى پهلوى و قاجار خوابش را هم نميديدند؛ نه مردم، نه مسئولان. ما تجربه کرديم، ما امتحان کرديم. سى سال ما در مقابل فشارهاى آمريکا ايستاده ايم، اينجائيم؛ ملتهائى هم هستند که سى سال تسليم آمريکا شدند و مراحل متعددى عقبند. ما بدى نديديم از ايستادگى، از مقاومت. مقاومت، نيروى درونى يک ملت را احياء ميکند و به فعليت ميرساند. همين تحريم هائى که مي کنند، به کمک ملت ايران خواهد آمد و ملت ايران را به اذن اللَّه و به حول و قوه ى الهى به رشد و شکوفائى خواهد رساند. اين، نکته ى مهمى است.


نمي شود گفت مردم از گرانى و مشکلات شکايتى ندارنداما اين موجب نشد که مردم بين خودشان و نظام اسلامى فاصله بيندازند

خب، امسال شما ديديد در اين راهپيمائى، مردم چه کردند. نميشود گفت مردم از گرانى و مشکلات شکايتى ندارند؛ چرا، گرانى هست، مشکلات اقتصادى هست، مردم هم آن را لمس ميکنند - مخصوصاً طبقات ضعيف - اما اين موجب نشد که مردم بين خودشان و نظام اسلامى فاصله بيندازند. مردم ميدانند که آن دست قدرتمندى که بتواند اين مشکلات را حل کند، نظام اسلامى است؛ آن اسلام عزيز و اسلام مقتدر و مسئولانى است که به اسلام پايبندند؛ اينها ميتوانند مشکلات را برطرف کنند. تسليم شدن در مقابل دشمنان، مشکلى را برطرف نميکند.


اشاره به نشانه هايي که اگر بروز کند مي تواند نشان دهنده حسن نيت دولتمردان آمريکايي باشد

نکته ى آخر: ما بعکس آنها، منطقى هستيم. مسئولين ما منطقى اند، ملت ما منطقى اند. حرف منطقى و کار منطقى را ما قبول داريم. آمريکائى ها نشان بدهند که زور نمي گويند، نشان بدهند که شرارت نمي کنند، نشان بدهند که در حرف و عملشان غير منطقى حرف نمي زنند و عمل نمي کنند، نشان بدهند که به حقوق ملت ايران احترام مي گذارند، نشان بدهند که در منطقه آتش افروزى نمي کنند، نشان بدهند که در مسائل ملت ايران دخالت نمي کنند؛ آنچنان که در فتنه ى ۸۸ دخالت کردند، از فتنه گران پشتيبانى کردند، شبکه هاى اجتماعى را در خدمت فتنه گران قرار دادند - يک شبکه  اجتماعى آن روزها مي خواست براى تعميرات تعطيل کند، گفتند تعطيل نکن؛ براى اينکه بتوانند روى فتنه و آتش فتنه اثر بگذارند! - اين کارها را نکنند، خواهند ديد جمهورى اسلامى يک نظام خيرخواه است؛ مردم، مردم منطقى اى هستند. راه تعامل با جمهورى اسلامى فقط اين چيزى است که گفتيم و لاغير؛ از اين راه ميتوانند با جمهورى اسلامى تعامل داشته باشند. آمريکائى ها بايد حسن نيت خودشان را اثبات کنند؛ نشان بدهند که درصدد زورگوئى نيستند. اگر چنانچه اين را نشان دادند، آن وقت خواهند ديد که ملت ايران پاسخ خواهد داد. شرارت نباشد، دخالت نباشد، زورگوئى نباشد، شناختن حقوق ملت ايران باشد، آن وقت جواب مناسب از طرف ايران داده خواهد شد.


قضيه  نامناسبى که در مجلس پيش آمد هم ملت و هم نخبگان را ناراحت کرد

يک نکته هم راجع به مسائل داخلى کشورمان عرض کنم، که اين هم مسئله ى مهمى است. قضيه اى در مجلس پيش آمد؛ قضيه ى بدى بود، قضيه ى نامناسبى بود؛ هم ملت را ناراحت کرد، هم نخبگان را ناراحت کرد. بنده ى حقير هم از دو جهت ناراحت شدم: هم خودم در مقابل اين قضايا احساس تأثر ميکنم؛ هم به خاطر ناراحتى مردم، انسان احساس تأثر ميکند.


متأسفانه رئيس يک قوه به استناد يک اتهام ثابت نشده دو قوه ديگر را متهم ساخت که کاري بد، نامناسب،  خلاف شرع، خلاف قانون ، خلاف اخلاق و تضييع حقوق اساسى مردم بود

خب، رئيس يک قوه به استناد يک اتهامِ ثابت نشده و مطرح نشده اى در دادگاه، دو قوه ى ديگر را متهم کرد؛ اين کار بدى بود، اين کار نامناسبى بود؛ اينجور کارها، هم خلاف شرع است، هم خلاف قانون است، هم خلاف اخلاق است، هم تضييع حقوق اساسى مردم است. يکى از حقوق اساسى مهم مردم اين است که در آرامش روانى و در امنيت روانى زندگى کنند؛ در کشور امنيت اخلاقى برقرار باشد. اگر يک فردى متهم به فساد است، نميشود به خاطر او انسان ديگران را متهم کند؛ حتّى اگر ثابت هم ميشد، چه برسد به اينکه ثابت نشده است، دادگاهى نرفته، محاکمه اى نشده. به استناد متهم کردن يک نفر، انسان بيايد ديگران را، مجلس را، قوه ى قضائيه را متهم کند؛ اين کار درست نيست، اين کار غلط است.


بنده فعلاً نصيحت مي کنم

بنده فعلاً نصيحت ميکنم. اين کار، کار شايسته اى براى نظام جمهورى اسلامى نيست.


استيضاحى که در مجلس انجام گرفت، غلط بود

آن طرف قضيه هم، اصل اين استيضاحى که در مجلس انجام گرفت، غلط بود. خب، استيضاح بايد يک فايده اى داشته باشد. چند ماه به پايان کار دولت، استيضاح يک وزير، آن هم باز با يک علت و دليلى که مربوط به خود آن وزير نيست، چه معنى دارد؟ چرا؟ اين هم غلط بود.

اين هم که شنيدم در داخل مجلس کسانى حرفهاى نامناسبى بر زبان آوردند، اين هم غلط است.

همه ى اين قضايا، قضاياى نامتناسبى است با نظام جمهورى اسلامى؛ نه آن متهم کردن، نه آن برخورد کردن، نه آن استيضاح.


دفاع رئيس محترم مجلس هم قدري زياده روي بود

دفاعى هم که رئيس محترم قوه از خودش کرد، آن هم يک قدرى زياده روى بود؛ لزومى نداشت. وقتى ما همه با هم برادريم، وقتى دشمن مشترک جلوى روى ما هست، وقتى توطئه را مى بينيم، چه کار بايد بکنيم؟ تا امروز مسئولين در مقابل توطئه هاى دشمن هميشه کنار هم ايستاده اند، حالا هم بايد همين جور باشد، هميشه هم بايد همين جور باشد.


اين رفتارها، متناسب با سوگندها و تعهدات نيست

من از مسئولان قوا و مسئولان کشور هميشه حمايت کردم؛ باز هم هر کسى که مسئوليتى بر دوش دارد، بنده از او حمايت ميکنم، به او کمک ميکنم؛ اما اين کارها را نمى پسنديم؛ اين کارها متناسب با تعهدها نيست؛ با سوگندهائى که خورده شده، مناسب نيست. اين ملت عظيم را ببينند؛ شايسته ى اين ملت، رفتار ديگرى است. امروز مسئولان بايد همه ى تلاششان را بکنند براى اينکه گره هاى اقتصادى را باز کنند، مشکلات را برطرف کنند.


هى بگوئيم مبارزه با فساد اقتصادى. خب، کو؟ در عمل چه کار شد؟ چه کار کرديد؟

بنده سه چهار سال قبل از اين، در صحبت اول سال صريحاً به مردم و به مسئولين گفتم که نقشه ى دشمنان ملت ايران از حالا به بعد، بيش از همه، نقشه ى اقتصادى است. خب، مى بينيد که همين جور شد. هم دولت، هم مجلس، همه ى نيرويشان را، همه ى فکر و ذکرشان را متمرکز کنند بر روى سياستهاى درست اقتصادى.

چند سال قبل از اين، بنده درباره ى فساد اقتصادى، به رؤساى قوا نامه دادم. خب، با فساد اقتصادى مبارزه کنيد. به زبان گفتن که مطلب تمام نميشود؛ عملاً با فساد مبارزه کنيد. هى بگوئيم مبارزه با فساد اقتصادى. خب، کو؟ در عمل چه کار شد؟ چه کار کرديد؟ اينهاست که انسان را متأثر ميکند.


رفتار دشمن شدت پيدا کرده است، مسئولان هم رفاقت‌هايشان را با هم شدت بدهند

توقع بنده از مسئولين اين است که حالا که رفتار دشمن شدت پيدا کرده است، شما هم رفاقتهاتان را با هم شدت بدهيد و بيشتر با هم باشيد. تقوا، تقوا، تقوا، صبر، ميدان ندادن به احساسات سرکش، ملاحظه ى مصالح کشور، متمرکز کردن همه ى توان و نيرو براى حل مشکلات مردم و مشکلات کشور؛ اين توقع ماست. اميدواريم ان شاءاللَّه اين نصيحتِ خيرخواهانه و مشفقانه مورد توجه مسئولين محترم، بخصوص مسئولين بالا قرار بگيرد؛ به اين مسئله پايبند باشند.


اين حرفى که من امروز زدم و از بعضى از مسئولان و سران کشور گله گذارى کردم، موجب نشود که حالا يک عده اى راه بيفتند، بنا کنند عليه اين و آن شعار دادن

اين را هم عرض بکنيم؛ اين حرفى که من امروز زدم و از بعضى از مسئولان و سران کشور گله گذارى کردم، موجب نشود که حالا يک عده اى راه بيفتند، بنا کنند عليه اين و آن شعار دادن؛ نه، بنده با اين کار هم مخالفم. اينکه شما يک نفر را به عنوان ضد ولايت، ضد بصيرت، ضد چه، مشخص کنيد، بعد يک عده اى راه بيفتند عليه او شعار بدهند، مجلس را به هم بزنند، بنده با اين کارها هم مخالفم؛ اين را من صريح بگويم.


اين کارهائى که در قم و در مرقد امام اتفاق افتاد، بنده با اين‌جور کارها مخالفم

اين کارهائى که در قم اتفاق افتاد، بنده با اينجور کارها مخالفم. آن کارهائى که در مرقد امام اتفاق افتاد، بنده با اينجور کارها مخالفم. بارها به مسئولين و کسانى که ميتوانند جلوى اين چيزها را بگيرند، تذکر داده ام. آن کسانى که اين کارها را ميکنند، اگر واقعاً حزب اللَّهى و مؤمنند، خب نکنند. مى بينيد که تشخيص ما اين است که اين کارها به ضرر کشور است، اين کارها به نفع نيست. با احساساتشان راه بيفتند اينجا، آنجا، عليه اين شعار بدهند، عليه آن شعار بدهند؛ اين شعاردادن ها کارى از پيش نميبرد. اين خشمها را، اين احساسات را براى جاى لازم نگه داريد. در دوران دفاع مقدس اگر بسيجى ها ميخواستند همين طور بروند يک جائى، طبق ميل خودشان حمله کنند، که خب پدر کشور در مى آمد. نظمى لازم است، انضباطى لازم است، مراعاتى لازم است. اگر چنانچه به اين حرفها اعتنائى ندارند، آنها که خب حسابشان جداست؛ اما آن کسانى که به اين حرفها اعتناء دارند و مقيدند که برخلاف موازين شرع حرکت نکنند، بايد مراقبت کنند، از اين کارها نکنند.

البته ملت ايران به لطف الهى، به هدايت الهى، ملت بصيرى است. من به شما عرض بکنم جوانها ! آن روزى که ما نيستيم و شما هستيد، بدانيد آن روز ملت ايران وضعش، افقش، زندگى مادى و معنوى اش، بمراتب از امروز بهتر خواهد بود. حرکت ملت ايران به سمت روشنى است، افقها روشن است. ما يک قدرى بايد مراقب خودمان باشيم.

از خداوند متعال هم بايد کمک بگيريم؛ از ارواح طيبه ى شهدا و روح مطهر امام هم بايد کمک بگيريم. ان شاءالله دعاى حضرت بقيةالله الأعظم (ارواحنا فداه) شامل حال ما و شما بشود.

والسّلام عليکم و رحمةالله و برکاته 

۱) «آرام دل ايران، شما هستيد». پاسخ متقابل مردم: «بيز اولمگ راضى يوخ، خامنه اى سرباز يوخ»؛ ما آماده ى جان دادنيم، سرباز خامنه اى هستيم.


پنجشنبه 15 فروردين 1392
ادامه مطلب


حبيب ا... عسگراولادي نامي آشنا در عرصه فعاليت هاي سياسي از ابتداي انقلاب اسلامي است. شايد تعداد کساني مانند حاج حبيب سوابق مبارزه و زندان داشته باشند اما آنچه امروز او را متمايز کرده و بيشتر بر سرزبان ها انداخته سخنان وي در مورد فتنه 88 و سران يا به قول او مفتونان اين فتنه است. در گفت وگو با حبيب ا... عسگراولادي دبير کل جبهه پيروان خط امام و رهبري و از موسسان موتلفه اسلامي درباره مهم ترين مشکل امروز کشور، دليل اظهاراتش درباره موسوي و کروبي، ارسال نامه هايي به رهبر معظم انقلاب، ساکتين فتنه، مناظره هاي سال ۸۸، فتنه ۹۲ و... سوال هايي را مطرح کرده ايم.


جناب عسگر اولادي شما سوابق زيادي هم در عرصه اجرايي در دهه اول انقلاب و مجلس داريد و هم از سويي سال هاست در شوراي عالي مشورتي کشور يعني مجمع تشخيص مصلحت نظام عضويت داريد؛ اگر بخواهيد اصلي ترين و بزرگ ترين مشکل امروز جامعه ايران را بيان کنيد چه مي گوييد؟ راهکار شما براي حل آن چيست؟

• اصلي ترين و بزرگ ترين مسئله امروز ما اين است که به پاس وفاداري مردم به نظام جمهوري اسلامي يک زيست شرافتمندانه و عزت مندانه را در عرصه هاي گوناگون به ويژه اقتصادي فراهم کنيم. ساماندهي اقتصاد کشور مهم ترين مسئله ماست. اگر مشکلي پديد آمده از طرفي به علت رعايت نکردن قوانين است و از طرف ديگر ريشه در دشمنان ما دارد که در روابط اقتصادي ما با دنيا اخلال مي‌کنند. در تصميم سازي و تصميم گيري هاي اقتصادي ما با سازوکارهاي مختلف اختلال پديد مي‌آورند.با تهديد ها و تحريم ها به ظرفيت بالقوه و بالفعل کشور فشار مي‌آورند . بحمدا... مردم ما بيدارند ، مسئولان ما هم در برابر اين فشارها ايستاده اند و دشمن ان شاءا... راه به جايي نمي‌برد. آن ها دارند با انقلاب الهي مردم ما شوخي‌هاي بي مزه مي‌کنند. ملت جواب آن ها را داده و باز هم به مدد خداوند قادر متعال خواهد داد.

چه راهکاري براي حل مشکلات اقتصادي داريد؟

• راه حل ما براي برون رفت از مشکلات اقتصادي اين است که در چارچوب سند چشم انداز بيست ساله، برنامه پنج ساله پنجم و نيز در چارچوب برنامه مالي يک ساله يعني بودجه کل کشورعمل کنيم.اين قوانين و مقررات محصول هدايت هاي رهبري معظم و خرد جمعي مردم به وسيله دولت و مجلس است اگر به آن ها عمل کنيم نتيجه مي‌گيريم همچنين در ارزيابي عملکرد و تفريغ بودجه نقاط ضعف و قوت را مي‌توانيم احصا کنيم .

علت اين که در 4سال گذشته از فتنه ۸۸ در مورد آقايان موسوي و کروبي مطلبي نگفته بوديد و الان چنين مواضعي گرفته ايد دقيقا چيست ؟ چه ضرورت يا شرايطي شما را واداشت که اين مواضع را اعلام کنيد؟

• اين طور که شما مي‌گوييد نبوده و من به فضل خدا در فتنه 88يکي از پرکارترين افراد در مورد پديده فتنه و راه حل هاي برخورد با آن بودم که مواضع بنده در اين باره ثبت و ضبط است.بنده پا به پاي علما و استادان دانشگاه و نخبگان جامعه در مورد فتنه روشنگري داشتم . بنابراين اين که چيزي در گذشته نگفته‌ام حرف درستي نيست.

پس اين که مي‌گويند عسگر اولادي قصد تطهير فتنه را دارد از کجا ريشه گرفته ، شايد در نگاه بعضي شما تغيير موضع داده ايد؟

• آن چه امروز مي‌گويم فرق چنداني با گذشته ندارد و آن چه از قول بنده گفته اند که مي‌خواهم برخي را تبرئه يا تطهير کنم به هيچ وجه صحيح نيست.

قبول مي‌کنيم که تغيير موضعي در شما روي نداده، اما جناب عسگر اولادي شما مسائلي را مطرح مي‌کنيد که براي خيلي ها جديد است، چه دليل و ضرورتي براي اين اظهارات در شرايط فعلي احساس کرديد؟

• بنده معتقدم در آستانه انتخابات ما بايد فضايي درست کنيم که گفت وگو در آن ممکن باشد و خوب شکل بگيرد . ما بايد منازعات سياسي را پايان يافته بدانيم. فصل انتخابات فصل رقابت است نه منازعه سياسي .منازعات سياسي امنيت و اقتدار ملي را به خطر مي‌اندازد . نقشه هاي شوم دشمنان اسلام در همين جا يعني در شکاف منازعات سياسي طراحي و عملياتي مي‌شود ما بايد با قدرت جلوي فريب و نيرنگ دشمن را بگيريم و اجازه فتنه گري جديد ندهيم .

شما از سابقون انقلاب و از استخوان خرد کرده هاي نظام هستيد سوال بسياري از مردم اين است که آيا حاج حبيب عسگر اولادي در اين موضع گيري هاي اخيرش با ساير مقامات نظام هماهنگي قبلي داشته است؟

• خير، بنده با هيچ مقامي مواضع خود را هماهنگ نکرده و نمي‌کنم . بنده يک فعال سياسي هستم و با بيش از نيم قرن تجربه به حسن و قبح سياسي خود در چارچوب اصول و آرمان هاي انقلاب اسلامي واقف هستم.

آيا شما با توجه به سخنانتان اقدام عملي يا رايزني هم براي تغيير وضعيت آقايان موسوي و کروبي داشته ايد؟

• بنده در شرايط کنوني هيچ ملاقات يا مراوده اي با آقايان موسوي و کروبي نداشته ام و با کسي هم در اين باره رايزني نکرده ام. مواضع من طي مقالات ، سخنراني ها و مصاحبه هايم شفاف و روشن است و فکر نمي‌کنم ابهامي باشد که نيازي به رايزني داشته باشد.

مقام معظم رهبري در هيچ کدام از سخنراني هاي خود ۲ نامزد انتخابات را فتنه گر نخواندند و حتي در ديدار با مردم قم در سال 1389 فرمودند: "اين کساني که شما به آن ها مي‌گوييد سران فتنه" و همواره سعي داشتند تا مردم را متوجه ريشه ها کنند و البته سياست جذب حداکثري هم عملي شود . با وجود اين آيا ايشان در مورد مواضع اخير شما نظر خاصي داشته اند ؟ آيا ديداري در اين زمينه داشته ايد ؟

• خير، من در بيان مواضع خود آزاد بوده و هستم و هيچ پيامي هم درمورد کم و کيف مواضع خود دريافت نکرده ام و هيچ ملاقاتي در اين باره با ايشان نداشته ام.

باز گرديم به سخنان اخيرتان ؛ جناب عسگر اولادي شما به فتنه گرهايي که موسوي و کروبي را احاطه کردند اشاره داشتيد آيا هنوز هم اين خطر را احساس مي‌کنيد ؟

• فتنه سال 88 در قيام تاريخي 9دي مهار و کنترل شد. اما اين که بگوييم آمريکايي ها و اذنابشان دست برداشته اند و ديگر توطئه و فتنه گري نمي‌کنند يک خيال خام است . آن ها خود را براي بازتوليد فتنه 88 در انتخابات سال 92 آماده مي‌کنند . پياده نظام و سواره نظام اين فتنه گري هم براي مردم شناخته شده اند.

آيا اين احتمال را مي‌دهيد که در صورت رفع حصر، باز هم فتنه گران اين ۲ را احاطه و به قول شما مفتون کنند؟

• فقط همين را بگويم که همان کساني که آن شرارت ها را در داخل و خارج از کشور پديد آوردند هنوز فعال بوده و همچون آتش زير خاکستر منتظر فرصت هستند.

**جناب عسگر اولادي شما به عنوان يکي از قديمي هاي انقلاب و مبارزه به شمار مي‌رويد و از اين لحاظ از احترام بالايي در سطح مسئولان و مردم برخورداريد؛ آيا اين هراس را نداريد که به سرنوشت برخي افراد و چهره هاي قديمي انقلاب که مواضع خاصي اتخاذ کردند و مورد هجمه قرار گرفتند دچار شويد؟

• کساني که عاقبت به خير نشدند مواضع مستقلي نداشتند بلکه مواضع غلط و انحرافي داشتند.آن ها به عهد و پيماني که با مردم ، امام و نظام بسته بودند وفا نکردند و به بيراهه رفتند . بنده به آرمان هاي ملت ، اصول امام و رهبري معظم انقلاب وفادارم و حاضرم جانم را براي آن فدا کنم . کارنامه سياسي من در گذشته و حال اين اراده من را تاييد مي‌کند. لذا تا وقتي که در کشتي انقلاب هستم و به ناخدايي نوح گونه مقام معظم رهبري معتقدم نبايد بيمي داشته باشم و ان شاءا... نخواهم داشت، هرکه با نوح نشيند چه غم از توفان.

مواضع شما گاه با استقبال رسانه هاي خارجي و نيروهاي مخالف نظام مواجه شده، ارزيابي شما در اين باره با توجه به هشدار امام (ره) در مورد هوشياري مقابل تشويق دشمنان چيست؟

• رسانه هاي خارجي به مواضع بنده به ديده ترديد نگاه مي‌کنند برخي هم به ظاهر آن را تاييد کردند. بايد ديد آن ها به چه چيزي مهر تاييد زده اند. بنده به کساني که فتنه زده شده اند گفته ام که برگرديد به دامن انقلاب و مردم. آيا رسانه هاي خارجي از آن استقبال کردند ؟ بنده گفته ام صحنه انقلاب صحنه رقابت است نه منازعه . آيا رسانه هاي دشمن از اين موضع حمايت کرده اند؟بنده صريح گفته ام بستر سازان فتنه بيايند از توطئه نرم آمريکا و اذناب داخلي عليه انقلاب تبري بجويند آيا رسانه هاي دشمن از اين استقبال کرده اند؟ بنابراين اين شبهه اي که سوال فرموديد حداقل با اظهارات بنده تطبيق ندارد بي ترديد دشمنان انقلاب اسلامي از بازگشت ياران انقلاب که غافلانه مفتون شدند به خيمه انقلاب و ولايت خشنود نيستند.

تا چه ميزان سخنان و بيانات تريبون داران امروز کشور، به ويژه ائمه جمعه را در راستاي آرام سازي فضاي سياسي کشور مي‌دانيد ؟ يکي از خطيبان نماز جمعه تهران از موضع شما احساس خطر کرد و گفت مي‌ترسم فتنه گران طلبکار شوند ، واقعا شما هم چنين برداشتي از سخنانتان داشتيد؟

• ائمه جمعه کشور و صاحبان تريبون هرکدام به اندازه فهم خود در بصيرت بخشي و روشنگري تلاش دارند . ما نبايد نقد مشفقانه را تخطئه کنيم . آن ها در نقد سخنان بنده حرف هاي منطقي و خوبي با نيت خيرخواهانه داشته و دارند . بنده سعي مي‌کنم از آن ها پند آموزي واقعي داشته باشم . وقتي مومني از روي دلسوزي نصيحتي به انساني مي‌کند کسي که طالب اصلاح خود است بايد استقبال کند .

در مورد اصلاح طلبان چه ؟ برخي اصلاح طلبان و حتي رئيس دولت اصلاحات از سخنان شما استقبال کردند و نامه نوشتند، آيا مي‌خواهيد تجربه نامه نگاري هاي گذشته را تکرار کنيد ؟ اين اقدام را تا چه ميزان در تغيير فضاي سياسي کشور مناسب مي‌بينيد؟

• بنده همين نصايح را به دوستان اصلاح طلب داشتم . آن ها بايد اين نصايح را خيرخواهانه بدانند و به بي مهري با نظام و مردم پايان دهند و با فتنه سازان و فتنه گران مرز خود را روشن کنند و " نه "بگويند و توطئه هاي دشمنان را خنثي کنند.در مورد نامه ها هم بنده پاسخ کساني را که نامه نوشتند دادم و در روزنامه ها هم انعکاس داشته است و فکر مي‌کنم اين نامه نگاري ها فضاي گفت وگوي سياسي را تلطيف کرده و مي‌کند.

از سال 88که بگذريم ، برخي صحبت از فتنه 92مي کنند و حتي دولت و طرفدارانش را از مسببان احتمالي اين فتنه مي‌دانند. شما چه پيش بيني از فتنه يا فتنه هاي آينده داريد؟

• در اين که آمريکايي ها در تدارک فتنه جديد هستند ترديدي نيست اما کساني که دولت را متهم مي‌کنند به فتنه گري بايد در برابر خدا پاسخ گو باشند . دولت تمام تلاش و همت خود را مصروف خدمت به مردم کرده و نقد کردن برخي افراد منتسب به دولت نبايد بهانه اي باشد که خداي نکرده دولت را به فتنه گري و انحراف متهم کنيم.

شما قبلا سخن از نامه نگاري هايي با رهبري نظام در مورد وضعيت سياسي کشور داشتيد . اگر ممکن است جزئياتي از اين نامه ها را بفرماييد؟

• اگر اين نامه نگاري ها قابل انتشار بود که منتشر مي‌کرديم.

آيا مشخصا در اين نامه ها درمورد وضعيت آقايان موسوي يا کروبي يا نحوه رفتار با احمدي نژاد هم سخني آورده بوديد؟ واکنش رهبري چه بود؟

• فقط همين را بگويم که اين نامه ها هيچ کدام در مورد وضعيت موسوي و کروبي نبوده است.

جناب عسگر اولادي شما از اعضاي موسس حزب موتلفه به شمار مي‌رويد، گفته شده فشارهايي توسط برخي اعضاي ارشد حزب موتلفه به شما ديده مي‌شود، برخي صحبت از درخواست مرخصي يا بازنشستگي و کناره گيري شما از موتلفه را مطرح مي‌کنند ، با توجه به اين که حزب موتلفه را همه با نام عسگر اولادي مي‌شناسند شما چه برنامه هايي در اين زمينه داريد؟

• هيچ فشاري از طرف حزب موتلفه يا جبهه پيروان خط امام و رهبري به بنده نبوده است. آن ها نقدهاي دلسوزانه داشته اند بنده هم در يک محيط صميمي استماع کرده ام و پاسخ مشفقانه داده ام.

شما به عنوان يکي از شاخص ترين چهره هاي اصول گرايي هستيد که در سال هاي اخير از موسوي و کروبي در برخي مسائل تعريف کرديد .آيا فکر نمي کنيد اين حرکت در جبهه اصول گرايان انشقاق ايجاد کند؟

• بنده بزرگ ترين و با نفوذ ترين اصول گراي کشور نيستم بلکه احدي از بندگان خدا هستم که همراه با کاروان اصول گرايي پشت سر رهبري بيدار انقلاب رو به جلو در حرکت هستيم و اما تعريفي هم که از موسوي و کروبي کردم غير واقعي نبود و اين حرف و حديث ها و خيرخواهي ها و نصيحت هاي مشفقانه هم در اصول گرايي ان شاءا... انشقاق ايجاد نمي‌کند.

چقدر تعابيري همچون ساکتين فتنه، مردودين فتنه، کاسبين فتنه و ... و مصاديقي را که براي آن ها بيان و در فضاي سياسي کشور استفاده مي شود قبول داريد؟

• اين کليد واژه ها در ادبيات سياسي برخي دوستان ديده مي‌شود ولي بنده تلاش مي‌کنم تا براي تلطيف فضاي سياسي کشور کمتر از اين واژه ها استفاده کنم.

شما در اين مدت از هاشمي رفسنجاني تعاريف زيادي داشتيد و اين که فرموديد "تاريخ انقلاب اسلامي را نمي‌توان بدون هاشمي نوشت" .اگر بخواهيد او را نقد کنيد، به ويژه در وقايع 88 ،چه مي‌گوييد؟

• بنده در مواردي نقدهايي به عملکرد آقاي هاشمي داشته ام و در همين مصاحبه با روزنامه جمهوري اسلامي هم که شما تيتر آن را ذکر کرديد ۳ نقد مشفقانه به ايشان داشتم و همين نقد را در يادداشت پامنبري کيهان هم قلمي کردم.

علي مطهري ،احمدي نژاد را هم در فتنه 88 مقصر و مستحق محاکمه مي‌داند. شما تا چه ميزان رئيس جمهور را در آن ماجراها مقصر مي دانيد؟

• بنده در مقام داوري در اين باب نيستم .کساني که چنين اعتقادي دارند مي‌توانند ادعايي در محاکم قضايي مطرح کنند و ادعاي خود را محک زنند در ايام انتخابات در آن غوغاي مناظره ها و سخنراني هاي مخالف و موافق خطاها و اشتباهاتي رخ داده که اگر بخواهيم داوري صحيحي داشته باشيم بايد يک فرآيند حقوقي را طي کند . طرفين دعوا به ويژه برخي از رقباي ما يعني اصلاح طلبان ترجيح دادند آن را از طريق اردوکشي خياباني حل کنند که اين کار آن ها با سوار شدن سرويس هاي جاسوسي دشمن بر اين حرکت جواب نداد و متاسفانه آن ها خود را در اين مهلکه انداختند.

نظرتان در مورد مجرم بودن موسوي و کروبي با توجه به حضورتان در جايگاه هيئت منصفه چيست؟ اگر آن ها محاکمه مي‌شدند و شما بايد نظر مي‌داديد چه مجازات و جرمي برايشان در نظر مي‌گرفتيد؟

• بنده به عنوان يک شهروند مسلمان آن چه در نظام و حکومت در باب رسيدگي به جرايم امنيتي وجود دارد قبول دارم و هيچ دليلي براي تخطئه آن نمي‌بينم.

۲ دوره رياست جمهوري احمدي نژاد رو به پايان است و موتلفه در دور اول با احتياط و در دور دوم با قدرت از احمدي نژاد براي رسيدن به کرسي رياست جمهوري حمايت کرد . تا چه ميزان اين اقدام را درست مي‌دانيد؟ اگر به 84 يا 88بازگرديد بازهم همين انتخاب را خواهيد داشت؟

• اقدام ما درست بوده است و از اين کار پشيمان هم نيستيم . اگر دوباره به آن دوران برگرديم همان کار را خواهيم کرد البته انتظار اين بود که آقاي احمدي نژاد خيلي بهتر از اين بتواند عمل کند.

اصولا آفت انتخابات پيش رو را با توجه به همه مسائل داخلي و خارجي که با آن ها دست به گريبانيم چه مي‌دانيد؟ يک انتخابات سالم و باشکوه چقدر مي‌تواند مشکلات امروز ما را حل کند؟

• يکي از آفت هاي انتخابات ، رعايت نکردن اخلاق و ادب اسلامي است . نامزدها به جاي ورود به ميدان تنازع در يک رقابت سالم برنامه هاي خود را براي توسعه و پيشرفت کشور تبيين کنند و به مردم عزيزمان که صبورانه از نظام حمايت مي‌کنند قول خدمت به آنان در رفع مشکلات اقتصادي بدهند. ان شاءا... انتخابات آينده با حضور گسترده مردم برگزار مي‌شود و پايه هاي اقتدار و امنيت ملي را مستحکم تر مي‌کند . رقباي صادق بايد حقوق مردم و حقوق يکديگر را رعايت و يک رقابت اخلاقي و قانون مند را برگزار کنند و به نتايج انتخابات و راي مردم احترام بگذارند و به برگزيده اي که راي بيشتري براي او اعلام شد تبريک بگويند.

چقدر اقدام خود در اعلام مواضع صريح درباره موسوي و کروبي را در بازشدن فضاي سياسي کشور موثر مي‌دانيد؟ مشخصا چقدر اميدواريد شخصيتي مثل سيد محمد خاتمي نامزد شود يا تلاشي بکنيد براي اين کار در جهت گرم شدن تنور انتخابات و حضور بيشتر مردم ؟

• فضاي سياسي کشور باز است . يک عده اي آن را به روي خود بسته اند و خود سانسوري کرده اند . در مورد نامزدها هم شوراي نگهبان است که نظر مي‌دهد و مي‌تواند صلاحيت آن ها را احراز کند تا بتوانند در انتخابات شرکت کنند.

فکر مي‌کنيد اگر تحزب در کشور ما ريشه هاي قوي‌تري داشت آيا بازهم شاهد رفتارهايي همچون فتنه 88بوديم؟

• فتنه سازي و فتنه گري ربطي به اين ندارد که ما حزب خوبي داشته باشيم يا نداشته باشيم . فتنه يک طراحي در اتاق جنگ دشمن است و عملياتي مي‌شود بايد دست دشمن را بخوانيم و نگذاريم جدول دشمن تکميل شود.

حبيب ا... عسگر اولادي از آفتاب لب بام بودن مي‌گويد و جواب قيامت ، اين استدلال چقدر مي‌تواند کمک کند به حق گويي انسان ها و اين که حتي بر خلاف منافع ظاهري و مادي خود حرفي را بزنند؟

• فقط خدا مي‌داند در دلمان چه مي‌گذرد . ذکر خدا و ياد قيامت باعث مي‌شود قدري به صحت عمل فکر کنيم چنان چه مولا علي( ع) فرموده اند : خلص العمل فان الناقد خبير و بصير.

بهترين راهکار عملي شما براي پيروزي اصول گرايان در انتخابات آينده چيست؟ تا چه ميزان رقبايي همچون اصلاح طلبان يا دولت را رقيب خطرناکي براي خود مي‌دانيد؟

• رقيب هيچ وقت خطرناک نبوده و نيست . بايد باور داشته باشيم رقباي ما هم به اندازه ما دلشان براي مملکت مي‌سوزد.ما در انتخابات نبايد به شرط پيروزي شرکت کنيم و اگر توفيق پيدا نکرديم مفهوم آن اين باشد که شکست خورده ايم يا تصور کنيم که تقلب شده است و مردم شخص ديگري را براي خدمت برگزيده اند . فقط بايد به نتيجه انتخابات احترام گذاشت تا مشکلات مملکت حل شود.

در عرصه سياست خارجي موضع شما در مورد آمريکا و مذاکره با اين کشور چيست ؟ آيا اميدي به اوباما براي ايجاد رابطه با ايران داريد؟

• هيچ اميدي به اوباما که مواضع ضد اسلام و انقلاب اسلامي دارد براي بهبود رابطه نبايد داشت چراکه او همچنان اسير کساني است که بيش از ۳ دهه بر طبل خشونت ، تهديد و تحريم ملت ايران کوبيده و مي‌کوبند. در ايام حکومت او تهديدات و تحريم ها بيشتر شده است. اکنون هم در نظام ما هيچ ايده طرفدار گفت وگو و رابطه با آمريکا که مورد تاييد رهبري باشد وجود ندارد.

برخورد امروز برخي ها به قول آيت ا... هاشمي تازه به دوران رسيده انقلابي شده را با السابقون نظام چه طور ارزيابي مي‌کنيد؟ با توجه به اين حرف که بالاخره هر نظام و انقلابي به نيروهاي جديد و جوان هم نياز دارد.

• ما اکنون در دهه چهارم انقلاب هستيم بنابر اين بايد شاهد رويش هاي انقلاب باشيم و انقلاب به تدريج آن ها را تحويل بگيرد و امثال بنده با سرافرازي به ملاقات خدا برويم. نمي‌شود استعدادهايي که وفادار به نظام و انقلاب هستند و صادقانه خدمت مي‌کنند به بهانه اين که اين ها تازه به دوران رسيده اند ايده ها و کارهاي آن ها را تخطئه کنيم البته حريم و حرمت پيشکسوتان انقلاب و کساني که در سال هاي قبل از پيروزي در خوف و خطر آزمون پس داده اند و پس از انقلاب نيز در خيمه نظام جمهوري اسلامي در خدمت مردم بوده اند نبايد توسط برخي افرادي که هيچ درکي از اين فداکاري ها نداشته اند شکسته شود.

هرچقدر شما در امور سياسي فعال و موفق بوديد برادر شما درامور اقتصادي حرف براي گفتن دارد، چرا حبيب ا... مثل اسدا... دنبال اقتصاد نرفت ، يا استعداد سياسي اش بيشتر از استعداد اقتصادي اش بود؟

• هرکسي براي کاري ساخته شده است و قطعا امروز در سنگر اقتصادي حضور داشتن و تلاش و جهاد براي خودکفايي و رفاه مردم کمتر از حضور در عرصه هاي سياسي نيست.با تشکر فراوان از اين که فرصتي را براي پاسخ گويي به سوالات روزنامه خراسان که درواقع سوالات مخاطبان ماست اختصاص داديد.


پنجشنبه 15 فروردين 1392
ادامه مطلب
عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار کاربران
نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟
آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب کل مطالب : 21
کل نظرات کل نظرات : 5
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا تعداد اعضا : 8

کاربران آنلاین کاربران آنلاین

آمار بازدید آمار بازدید
بازدید امروز بازدید امروز : 18
باردید دیروز باردید دیروز : 2
ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 0
ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 0
بازدید هفته بازدید هفته : 22
بازدید ماه بازدید ماه : 40
بازدید سال بازدید سال : 655
بازدید کلی بازدید کلی : 6,659

اطلاعات شما اطلاعات شما
آِ ی پیآِ ی پی : 54.162.105.6
مرورگر مرورگر :
سیستم عامل سیستم عامل :
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود